تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
يافتهء آن ( كه دو طرف آن قرار گرفته‌اند ) با آن ، يكى باشد يافت نمىشود . اين مىرساند كه در كلمات انتخابى هر جمله وجمله‌هاى انتخابى هر آية ، آن اندازه دقّت به كار رفته كه از توان بشر بيرون مىباشد ، زيرا اين‌گونه رعايت دقيق كلمات وجملات انتخابى ، به احاطهء كامل وحضور ذهني بالفعل نياز دارد وانسان هر اندازه كه در شناخت ويژگىهاى لغت پيشرفت كرده وآمادگى داشته باشد ، اين‌گونه احاطهء وسيع وحضور ذهني دائم نخواهد داشت ؛ وأحيانا - هر چند كه قوىّ ونيرومند باشد - اشتباه مىكند وواژه‌ها يا جملاتى را به كار مىبرد كه مورد خرده‌گيرى قرار مىگيرد . اين خاصيّتى است كه در نوع سخن‌سرايان آزموده وعبارت‌پردازان با سابقه يافت مىشود . ولى قرآن - با آن گستردگى وطول زمان نزول - بر همان قوّت وقدرت كلامي خود استوار ويكسان است . دربارهء دقّت در چينش وانتخاب حساب‌شدهء كلمات گفته‌اند : « لو انتزعت منه لفظة ثمّ أدير بها لغة العرب كلّها على أن يوجد لها نظير في موضعها الخاصّ لم يوجد البتة » « 1 » . 2 . أسلوب بيان وسبك وشيوهء نظم قرآن ، جمله‌بندىها وچينش ألفاظ وعبارات ، در قالبى نو وأسلوبي تازه بر عرب عرضه شده ، كه كاملا بىسابقه بوده وپس از آن نيز كسى مانند آن نياورده است . با اين كه اين‌گونه نظم وتأليف كلام تازگى داشت ، ولى از چارچوب اسلوب‌هاى كلامي عرب بيرون نبود . أنواع كلام كه در ميان فصحاى عرب متداول بود يا شعر است يا نثر يا سجع « 2 » ، كه هريك داراى محاسنى ودر كنار آن نيز معايبى بود . حسن شعر در گيرا بودن آن است كه مايهء جذب ونفوذ در اعماق قلب مىگردد ، ولى قيد قافيه ورعايت وزن خاص ، آزادى صاحب سخن را تا حدودي سلب مىكند . حسن نثر در آزاد بودن صاحب سخن است . هرگونه كلمات والفاظى كه
هامش
( 1 ) سخنى است از أبو سليمان حمد بن محمد بستى وابن عطيّهء غرناطى صاحب تفسير المحرر الوجيز وشيخ عبد القاهر جرجانى وديگر بزرگان علم وأدب كه تفصيل آن را در التمهيد ج 4 و 5 آورده‌ايم . ( 2 ) شعر : سخن موزون وداراى قافيه است . نثر : سخن پراكنده ( فاقد وزن ونظم خاص ) سجع : جملات كوتاه وداراى قافيه ولى فاقد نظم ووزن خاص .