مىسازد .
« قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتابٌ مُبِينٌ . يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
« 1 » ؛ از جانب خداوند چراغى فروزان وشريعتي تابناك آمد ، تا آنكس را كه در پى خشنودى خداوند است ، به راههاى سلامتآميز وسعادتبخش هدايت كند وأو را [ در زندگى ] به طريقهء مستقيم رهنمون باشد » .
لذا تمامى احكام وقوانين الهى - كه قرآن واسلام عرضه داشته - سهبعدى است . يعنى در اين احكام وقوانين شؤون فرد وشؤون جامعه ونيز رابطهء با خدا ومعنويّت - كه حافظ كرامت انسانيّت است - رعايت گرديده است . قرآن سعى بر آن دارد ، علاوة بر سعادت در اين حيات ، سعادت اخروى وجاويد انسان را نيز تأمين كند . اين در حالي است كه قوانين مدوّن غير الهى ، هر چند خالص وبدون گرايشهاى منحرفكننده بوده باشد ، ولى از بعد سوم حيات انساني تهى است .
همين سهبعدى بودن قوانين شرع ، اعجاز وما فوق بشرى بودن آن را مىرساند . ( در ج 6 « التمهيد » شرح آن آمده است ) .
6 . شيوهء استدلال قرآن از ويژگى خاصّى برخوردار است كه مىتوان آن را يكى از وجوه اعجاز بيانى به شمار آورد وآن جمع ميان دو شيوهء برهان وخطابه است .
أصولا اين دو شيوه متضاد مىنمايند ، زيرا استدلال برهاني بر مقدّمات يقيني ( فطريّات وبديهيّات ) استوار است ؛ در اين شيوه روى سخن با خاصّه است تا اثبات قطعي كند . ولى شيوهء خطابه بر مقدمات ظنّى ( مشهورات ومقبولات عمومى ) تكيه دارد وهدف آن اقناع عامّه است . قرآن ميان اين دو شيوهء به ظاهر متضاد جمع كرده ودر بيان مطالب واستدلالات خويش ، روى سخن با هر دو گروه را دارد ؛ بدين ترتيب كه با يك سخن توانسته است ، اخضاع ( اذعان قطعي ) خاصّه واقناع عامّه ، هر دو را هدف گيرد . لذا استدلالهاى قرآن ، در عين سادگى بيان ، از عمق وژرفنگرى بسزايى برخوردار است . عامّهء مردم كه از رموز استدلالات عقلانى آگاهى چندانى ندارند ، به همان ظاهر ساده قانع شده پذيرا مىگردند . ولى
هامش
( 1 ) مائده 5 : 16 - 15 .