آيت اللّه خويى .
معجزه يك ضرورت دفاعى
بدون شكّ معجزه براي پيامبران - بهويژه اولوالعزم « 1 » - يك وسيلهء اثباتى بشمار مىرود تا سند نبوّت وشاهد صدق دعوت آنان قرار گيرد وگواه آن باشد تا كه از جهان غيب پيام آوردهاند . لذا معجزهاى كه به دست آنان انجام مىگيرد بايد نشانهاى از « ماوراى الطبيعة » باشد ، يعنى كارى انجام گيرد كه طبيعت اين جهان از عهدهء انجام آن عاجز باشد ؛ به همين جهت آن را « خارق العادة » « 2 » توصيف مىكنند ، يعنى بيرون از شعاع تأثيرات طبيعي مألوف ( عوامل طبيعي شناختهشده ومعروف ) قرار گرفته است .
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه معجزه يك ضرورت تبليغى است يا ضرورت دفاعى ؟ يعنى پيامبران دعوت خود را از همان روز نخست با معجزه آغاز مىكنند ، يا موقعى كه با شبهههاى منكرين روبهرو مىشوند معجزه ارائه مىدهند ؟ سيرهء پيامبران وصراحت قرآن بر امر دوم دلالت دارد . أساسا هيچ پيامبرى از همان آغاز ، دعوت خود را با معجزه همراه ننمود ، ولى هنگامى كه با منكران روبهرو گرديد ودرخواست معجزه نمودند - يا بدون درخواست وصرفا براي دفع شبهات آنان - معجزه آورده است . دعوت أنبيا عين صراحت حقّ است كه با فطرت أصيل انسان دمساز وبا عقل سليم همآهنگ مىباشد . چيزى را مىگويند كه فطرت وعقل بشرى بىدرنگ وآزادانه آن را مىپذيرد .
« وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ
« 3 » ؛ ما قرآن را كه
هامش
( 1 ) . پيامبران اولوالعزم پيامبرانىاند كه داراى شريعتي نو وكتابي تازه باشند ، آنان پنج نفرند : نوح وإبراهيم وموسى وعيسى ومحمد صلّى اللّه عليه وآله .
( 2 ) يعنى خارج از محدودهء عوامل مؤثر كه متعارف وشناخته شده است . ولى هرگز بر خلاف ناموس طبيعت نيست ، چه اين كه قانون عليّت ، طبيعي وخدشهبردار نيست . تنها علّت به وجود آمدن معجزه ، غير متعارف بودن آن است ولى براي بشريت امكان شناخت آن بر أساس موازين طبيعي هرگز ميسّر نيست وگرنه هيچ پديدهاى در صحنهء هستى بدون علّت متناسب خود ، امكان وجود ندارد وعلّت العلل ارادهء خداوندى است وچگونگى تأثير در باب عليّت نيز تحت ارادهء أو است كه مىتواند دگرگون سازد يا سرعت بخشد ومعجزه از همين طريق صورت مىگيرد . لذا خارقالعاده مىگويند نه خارق الطبيعة .
( 3 ) اسراء 17 : 105 .