از اين وجوه با مقام منيع نبوّت سازش ندارد .
2 . وجوه محتمله در رابطه با جملههاى كلامي ؛ مانند آيهء
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ . وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ »
« 1 » . اين آية مؤمنين را بر آن مىدارد تا دعوت خدا ورسول را با جان ودل بپذيرند زيرا در اين پذيرفتن ، سعادت حيات وارزش زندگى را در مىيابند . آنگاه تهديد كرده كه در صورت نپذيرفتن ، دچار فاجعهاى بس بزرگ وخطرناك مىشوند كه آن حايل شدن خدا بين آنان وقلبهايشان است وسرانجام بازگشت همه به سوى خدا است .
جملهء
« وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ »
از جمله عبارتهايى است كه مورد گفتگو قرار گرفته ، دربارهء آن سخن بسيار گفتهاند . وجوه محتمله در تفسير وتأويل آن تا شش گفتار رسيده است .
اشاعره ( پيروان مكتب أبو الحسن اشعرى ) اين آية را دستآويز قرار داده گمان بردهاند كه مقصود سلب اختيار مردم در انتخاب راه حق وباطل است ، زيرا خداوند ميان انسان وخواستهء أو حايل است ، هر آنچه أو بخواهد مىشود ، نه خود انسان .
فخر رازي - كه اشعرى است - در ذيل آية مىگويد : « كافرى كه خداوند ايمان أو را نخواهد ، نمىتواند ايمان بياورد ومؤمني كه خداوند كفر أو را نخواسته ، نمىتواند كفر ورزد » . آنگاه اضافه مىكند : « با برهان عقلي اين مطلب را ثابت كردهايم ، زيرا حالات قلب كه همان عقايد واراده وخواستهء أو است ، همگى از اختيار أو بيرون است ، زيرا فاعل وگردانندهء اين حالات صرفا خداوند است ودر دست أو است » « 2 » .
ولى أهل تحقيق در اين زمينه گفتههايى دارند كه ذيلا نقل مىگردد :
1 . يكى از سنن الهى آن است كه گاه ميان انسان وخواستهء أو حايلى به وجود مىآيد وشرايط ، خلاف خواستهء أو را بر وى تحميل مىكند .
« خدا كشتى آنجا كه خواهد برد * وگر ناخدا جامه بر تن درد »
هر انساني بايد اين احتمال را بدهد كه در زندگى وى گاه نقطه عطفى به وجود مىآيد وأو را از مسيري كه انتخاب كرده منحرف مىسازد . لذا نبايد مؤمن به ايمان
هامش
( 1 ) انفال 8 : 24 .
( 2 ) ر . ك : فخر رازي ، تفسير كبير ، ج 15 ، ص 148 - 147 .