تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
خود غرّه شود وعجب أو را فرا گيرد ونيز نبايد تبه‌كار از رحمت الهى مأيوس گردد . انسان ، چه مؤمن وچه گنهكار ، بايد ميانهء خوف ورجاء ، طىّ منزل نمايد واين حالت انسان را پيوسته در حالت تعادل نگاه مىدارد . 2 . خداوند بر همه چيز سلطه دارد واز خود انسان بر أو بيشتر مسلّط است ، هرگز نبايد مغرور گردد كه هر چه مىخواهد مىتواند انجام دهد ، بلكه تا ارادهء خدا در كار نباشد واذن أو نباشد ، هيچ كارى انجام نمىپذيرد . 3 . خداوند ميان انسان وخواسته‌هاى أو به وسيلهء مرگ حايل مىگردد . 4 . خداوند از هر چيز نسبت به انسان نزديك‌تر است
« وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
« 1 » ؛ وما از شاهرگ أو به أو نزديك‌تريم » . 5 . حايل شدن خدا ميان انسان وقلب أو ، كناية از فراموش كردن خود است . انساني كه خدا را فراموش كرده در واقع خويشتن را فراموش كرده ، زيرا انسانيت را فراموش كرده است . جامعه‌اى كه خدا در آن حاكم نباشد وأو را حاضر وناظر نداند ، انسانيت از آن جامعه رخت بر مىبندد وبر آن جامعه انسانيّت حكومت نمىكند ،
« نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ
« 2 » ؛ خدا را فراموش كردند وأو آنان را دچار خود فراموشى كرد » « 3 » . 6 . كناية از مجموع اين معاني است ، چنانچه علامه طباطبايى اختيار فرموده‌اند « 4 » . 3 . نظائر در كلمات افرادى ، مانند قلب وفؤاد كه هر دو لفظ معناى دل دارند ومقصود شخصيّت واقعي وباطني انسان است . مانند اين دو آية :
« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ
« 5 » ؛ روح الأمين [ جبرئيل ] آن را بر دلت نازل كرد تا از [ جملهء هشدار ] دهندگان باشى » .
« كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَرَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا
« 6 » ؛ اين‌گونه [ ما آن را به تدريج نازل كرديم ] تا
هامش
( 1 ) ق 50 : 16 . ( 2 ) حشر 59 : 19 . ( 3 ) اين معنا از دقّت بيشترى برخوردار است وبا سياق آية بهتر سازگار مىباشد . در جاى خود ( التمهيد ج 3 ، ص 245 ) همين معنا را ترجيح داده‌ايم . ( 4 ) ر . ك : التمهيد ، ج 3 ، ص 256 - 239 . ( 5 ) شعراء 26 : 194 - 193 . ( 6 ) فرقان 25 : 32 .