افعال اختياري
بدون شك ، ارادهء شخصي انسان در انجام كارهاى اختياري وى نقش دارد ، بدين سبب افعال وى به وى منتسب مىگردد وپيامدهاى نيك وبد آن ، گردنگير خود اوست . اين چيزى است كه هر كه به وجدان خود رجوع كند بخوبى در مىيابد كه در انجام كار نيك وبد آزاد است ؛ اگر بخواهد مىتواند انجام دهد واگر نخواهد انجام نمىدهد وكاملا روشن است كه در انجام هر عمل اختياري ، تحميلى بر أو نيست وآزادانه انجام مىدهد . لذا اين امر ، از قضاياى وجداني محسوب مىشود ؛ يعنى روشن بودن آن ضروري وبديهي است وبداهت آن از وجدان درونى انسان سرچشمه گرفته است ونيازى به استدلال واقامهء برهان ندارد .
به علاوة همان گونه كه قبلا أشارت رفت ، تحسين وتقبيح ، ستايش ونكوهش ، تبشير وانذار ونيز ثواب وعقاب ، در صورتي قابل توجيه است كه انجام افعال زيبا وزشت از روى اختيار انجام گيرد وفضيلت ورذيلت شمرده شود .
سرتاسر قرآن پر است از ستايشها ونكوهشها كه بر فضائل ورذائل اخلاقى ورفتارى انسانها صورت گرفته است . با قطع نظر از مسألهء تكاليف شرعي كه از توانايى انسان بر اعمال قدرت وامكان انتخاب حكايت دارد ، وگرنه عبث وبيهوده مىنمود .
اينگونه آيات از محكمات شمرده مىشوند ، زيرا با فطرت ووجدان آدمي سازگار است وآيات به ظاهر مخالف ، متشابهاند كه بايستى بر وفق همين آيات تفسير وتبيين شوند « 1 » .
اينك نمونههاى از آياتي كه بر اختياري بودن افعال ارادى انسان دلالت دارد :
1 .
« وَمَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَسَعى لَها سَعْيَها وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً
« 2 » ؛ هر كه حيات جاويد را خواهان است ودر آن راستا كوشش كند ، به شرط آن كه باور داشته باشد ، كوشش آنان [ هدر نرفته وبه نتيجهء مطلوب رسيده و ] مورد حقشناسى واقع خواهد شد » .
هامش
( 1 ) يعنى توجيه گرديده : تأويل صحيح آن روشن گردد .
( 2 ) اسراء 17 : 19 .