مقصود أبو موسى از عبارت أخير آن است كه خداوند هر چه بخواهد با آفريدهء خود انجام مىدهد وچون آفريدهء أو است ستمى روا نداشته است . اين همان گفتار أبو الحسن است كه ظلم از ديگران ناروا است وآنچه خدا روا مىدارد ستمى شمرده نمىشود « 1 » .
10 .
« إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا
« 2 » ؛ اين [ قرآن ] اندرزى است ، پس هر كه [ انديشد و ] خواسته باشد مىتواند [ بدين وسيله ] راه خود را به سوى پروردگار خود در پيش گيرد » .
اين آية به خوبى روشن مىسازد كه آنچه از جانب حقتعالى است راهنمايىهاى برونى وبرانگيختن فطرت وخرد درونى است ، تا انسان خود آزادانه راه خود را به سوى حق وحقيقت بيابد .
اضلال يا خذلان
در بسيارى از آيات قرآني مسألهء « اضلال » مطرح وبه خدا نسبت داده شده است . با اين كه اضلال به معناى گمراه كردن ، يك عمل ضد ارزشى وضد خدايى است ! لذا بايد در مفهوم اضلال منتسب به ساحت قدس الهى دقت نظر شود ، تا روشن گردد كه كاربرد اين واژه جنبهء مجازى دارد واستعارهاى بيش نيست وهرگز معناى حقيقي آن مقصود نمىباشد .
« اضلال » - منتسب به پروردگار - به معناى « خذلان » است ؛ يعنى به خود واگذار كردن واز عنايت خاصّ محروم نمودن ، آن هم بر اثر عناد ولجاجتى است كه افراد مقاوم در مقابل حقّ از خود نشان مىدهند . پس خود نخواستهاند تا مشمول عنايت حضرت حق گردند ، وچون شايستگى وآمادگى لازم را در خود فرآهم نساختهاند ، به خود رها شدهاند .
« يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الْآخِرَةِ ، وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ
« 3 » ؛ خداوند كساني كه ايمان دارند را بر گفتار ثابت استوار مىدارد ، چه در اين جهان چه
هامش
( 1 ) ر . ك : اشعرى ، اللمع ، ص 117 - 116 .
( 2 ) مزمّل 73 : 19 .
( 3 ) إبراهيم 14 : 27 .