خداوند فرموده :
« وَما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
« 1 » ؛ وچيزى را نتوانيد خواست جز آنكه خدا خواسته باشد » . هر چه خدا بخواهد مىشود وهر چه نخواهد نمىشود وهيچكس نمىتواند كارى انجام دهد پيش از آنكه خدا انجام دهد ، يا توانايى انجام كارى داشته باشد كه بيرون از علم الهى باشد ، يا كارى انجام دهد كه در علم خداوند انجام ندادن آن گذشته باشد . ازاينرو خداوند خواسته تا كافران كفر ورزند همان گونه كه خواسته است آنان را رها كرده وگمراه ساخته وبر دلهاىشان مهر زده است « 2 » .
در كتاب « الإبانة » مىگويد : « خداوند مؤمنان را موفّق ساخت ومورد عنايت قرار داد ، آنان را سامان داده ورهنمودشان گرديد . كافران را گمراه ساخت ورهنمودشان ننمود . با ارائهء دلايل مورد عنايتشان قرار نداد واگر مورد عنايتشان قرار مىداد وكارشان را سامان مىداد هرآينه به صلاح مىگراييدند واگر هدايتشان مىكرد هدايت مىشدند . خداوند مىتواند كار كافران را سامان دهد ومورد عنايتشان قرار دهد تا مؤمن گردند . ولى خواسته است تا كافر باشند ، همان گونه كه در علم أزلي أو گذشته است ، لذا آنان را رها ساخته وبر دلهاىشان مهر زد » « 3 » .
ازاينرو ، روشن نگرديد كه نقش ارادهء حادث چيست ، با فرض آنكه نقش اساسى را علم أزلي وارادهء أزلي حق تعالى ايفا مىكند ؟ ! پيروان مكتب اشعرى در تفسير وتبيين نقش كسب ، دچار دگرگونى فكر وانديشه گرديدهاند وهريك به تناسب فهم خويش تفسيري كرده كه بر مشكل افزوده وبرخى براي حلّ معضل به كشف باطني احاله كردهاند ، كه خود احاله به مجهول است « 4 » .
هامش
( 1 ) انسان 76 : 30 . تكوير 81 : 29 .
( 2 ) مقالات الإسلاميين ، ج 1 ، ص 321 - 320 .
( 3 ) الإبانة ، ص 7 - 6 .
( 4 ) ر . ك : تفتازانى ، شرح عقايد نسفيه ، ص 66 - 65 . شيخ عبد الوهاب شعرانى ، اليواقيت والجواهر ، ج 1 ، ص 141 - 139 . ابن عربى ، فتوحات مكيّه ، ج 1 ، ص 177 وج 4 ، ص 34 - 33 . براي تفصيل بيشتر رجوع شود به التمهيد ، ج 3 ، ص 74 - 70 و 156 - 155 .