تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
مثوبت وعقوبت ، مفهومي نخواهد داشت وأصولا شرايع الهى وارسال رسل وانزال كتب ، لغو خواهد نمود - براي موجّه ساختن مذهب خويش ، مسأله‌اى را به نام « كسب » مطرح ساخته وبدين سبب افعال اختياري انسان را بدو منتسب دانسته است ، گرچه با ارادهء مستقيم حق تعالى صورت مىگيرد . در اين باره چنين گويد : « دو اراده ؛ يكى قديم وديگرى حادث در موقع انجام گرفتن هر عمل اختياري انسان وجود دارد . ارادهء قديم همان ارادهء أزلي الهى است كه علّت اصلى تحقق يافتن هر پديده‌اى است وارادهء حادث ارادهء انسان است كه خواسته چنين عملي را - به گمان خود - انجام دهد . ولى ارادهء حادث انسان ، هيچ‌گونه تأثيرى در انجام يافتن آن عمل ندارد ، تنها ارادهء أزلي الهى است كه مؤثر است وبس . در نهايت چون انسان اراده كرده بود كه انجام شود وخداوند با ارادهء خويش آن را انجام داد ، اين عمل بدو ( انسان ) منتسب مىگردد وأو ( انسان ) با اراده نمودن خود ( گرچه بىتأثير است ) ، آن عمل را براي خويش كسب كرده ؛ يعنى فرآهم نموده است . خلاصه : سنّت الهى بر آن تعلق يافته كه هرگاه بنده‌اى چيزى بخواهد ، خداوند آن را - طبق خواستهء أو - انجام دهد ولذا حسن وقبح آن عمل وپيامدهاى نيك وبد آن ، گردن‌گير انسان است ، گرچه با ارادهء أزلي الهى انجام يافته است » .

نقد فرضيّهء كسب

عمده اشكالى كه بر فرضيّهء كسب وارد مىباشد ، نقش نداشتن ارادهء انسان در انجام فعل اختياري أو است ، زيرا نقش اراده بر اين فرض ، نقش علم است در معلوم ، نه نقش علّت در معلول ، زيرا اشعرى بر اين باور است كه افعال عباد به طور استقلال با ارادهء أزلي حق تعالى انجام مىگيرد وارادهء حادث عبد نقشى در تحقق آن ندارد جز آن كه موجب انتساب به وى مىگردد . ولى اين سؤال باقي است كه چگونه عمل موجب انتساب مىگردد با آنكه انسان دخالتى در تحقّق آن نداشته است ؟ اشعرى در كتاب « مقالات الإسلاميين » تصريح مىكند كه آنچه از خير وشر واقع مىگردد همان است كه خدا خواسته وهر چه هست با ارادهء أو است . همان گونه كه