زمينه تمسّك جسته است ؛ از جمله :
1 .
« وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَما تَعْمَلُونَ
« 1 » ؛ شما وآن چه انجام مىدهيد ، خدا آفريده است » .
2 .
« اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
« 2 » ؛ خداوند آفرينندهء همه چيز است » .
3 .
« ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها
« 3 » ؛ هيچ ناگوارى نه در زمين ونه در نفسهاى شما [ - در زندگى شما ] رخ نمىدهد مگر آنكه پيش از اينكه آن را پديد آوريم در دفتر سرنوشت ثبت گرديده است » .
4 .
« وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكى
« 4 » ؛ وأو است كه مىخنداند ومىگرياند » .
قايلين به جبر اضافه كردهاند :
5 .
« وَما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
« 5 » ؛ [ وانجام عملي را ] اراده نمىكنيد مگر آنكه خداوند اراده كرده باشد » .
6 .
« ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
« 6 » ؛ ايمان نمىآوردند مگر آنكه خدا بخواهد » .
7 .
« وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ
« 7 » ؛ ودر حقيقت بيشترين جن وانس را براي دوزخ آفريدهايم » ؛ يعنى در أصل آفرينش براي تباه بودن وعقاب شدن آفريده شدهاند ، نه آن كه خود موجب تباهى خويش گرديده تا با دست خود عقوبت را براي خود فرآهم كرده باشند ! « 8 » .
فرضيّهء كسب
أبو الحسن اشعرى براي توجيه نمودن رأى خود - در مقابل اعتراضاتى كه بر وى شده كه اگر افعال اختياري انسان از ارادهء أو بيرون باشد جايى براي مطرح ساختن صفات فضائل ورذائل ، باقي نمىماند ونيز مسألهء ستايش ونكوهش ومدح وذمّ موردى نخواهد داشت ، علاوة كه تبشير وانذار وترغيب وتهديد ووعد ووعيد
و
هامش
( 1 ) صافات 37 : 96 .
( 2 ) زمر 39 : 62 .
( 3 ) حديد 57 : 22 .
( 4 ) نجم 53 : 43 .
( 5 ) انسان 76 : 30 .
( 6 ) انعام 6 : 111 .
( 7 ) أعراف 7 : 179 .
( 8 ) ر . ك : الإبانة ، ص 6 وص 59 - 49 . اللمع ، ص 113 هر دو از أبو الحسن اشعرى . تفتازانى ، شرح عقايد نسفيه ، چاپ كابل ، ص 61 - 60 .