بسته است . دستهاى خودشان بسته باد واز رحمت حق ، بدين گفتار دور باشند .
بلكه دو دست أو گشاده است ، هرگونه بخواهد بخشش مىكند » .
ولى در اين آية دليلي بر پندار اشاعره وجود ندارد . زيرا عبارت « غلّ يد » كناية از عجز وناتوانى است ، در مقابل « بسط يد » كه كناية از قدرت وتوانايى است ودر استعمال رايج عرب با همين معنا به كار مىرود . چنان كه در آيهء ديگر آمده
« وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً
« 1 » ؛ ودستت را به گردنت زنجير مكن وبسيار [ هم ] گشاده دستى منما تا ملامت شده وحسرتزده بر جاى مانى » . پر روشن است كه مفهوم حقيقي اين دو تعبير در اين آية مقصود نيست .
بلكه كناية از فشردگى در زندگى وگشادگى در رفتار است ، كه مايهء حسرت خواهد بود .
لذا « غلّ يد » و « بسط يد » در آيهء بالا همان است كه در سورهء آل عمران با عنوان فقير وغنىّ مطرح شده :
« لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِياءُ »
« 2 » .
خداوند در جواب اين پندار مىگويد :
« قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَاللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ »
« 3 » . در جاى ديگر مىگويد :
« وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ »
« 4 » .
يد ، در قرآن در 12 مورد ، منسوب به خدا ياد شده كه در تمامى اين موارد ، مقصود : قوت ، قدرت ، توانايى وتوانمندى است .
وجه ، در قرآن در 11 مورد به كار رفته كه به معناى نفس ذات مقدسه است ؛ مانند
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
« 5 » ؛ جز ذات أو همه چيز نابود شونده است » .
« إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ
« 6 » ؛ ما براي خشنودى خدا است كه به شما مىخورانيم » . وآياتي ديگر كه همه از همين قبيل است .
عين ، در پنج مورد آمده ، يكبار به گونهء مفرد وچهار بار به گونهء جمع ، كه در
هامش
( 1 ) اسراء 17 : 29 .
( 2 ) آل عمران 3 : 181 .
( 3 ) آل عمران 3 : 74 .
( 4 ) حديد 57 : 29 .
( 5 ) قصص 28 : 88 .
( 6 ) انسان 76 : 9 .