يعنى چشمداشت دارند .
اشعرى نيز براي اثبات رؤيت ، به آيهء
« رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ »
« 1 » تمسّك جسته ، كه اگر رؤيت حق تعالى امكان نداشت چگونه حضرت موسى عليه السّلام تقاضاى رؤيت نموده ؟
ولى اين درخواست بر اثر فشار بني إسرائيل بود كه جاهلانه چنين تقاضايى كرده واصرار ورزيدند كه تا از خدا نخواهى خود را به ما نشان دهد ايمان نخواهيم آورد . با اين وصف حضرت موسى از انجام درخواست آنان امتناع مىورزيد ، جز آن كه خداوند به أو رخصت داد تا گفتار وتقاضاى قومش را بازگو كند . لذا در آيههاى ديگر مستقيما بني إسرائيل مورد نكوهش قرار گرفتهاند كه چنين تقاضايى نموده وموسى را زير فشار قرار داده بودند .
در سورهء نساء مىخوانيم :
« يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ ، فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ »
« 2 » ؛ يعنى اين بني إسرائيل بودند كه از موسى خواستند تا خدا را عيانا به آنان بنماياند ، ازاينرو دچار صاعقهء آتشين گشتند .
در سورهء بقره صريحتر آمده :
« وَإِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ »
« 3 » ؛ يعنى اين شما ( بني إسرائيل ) بوديد كه حضرت موسى را زير فشار قرار داده وگفتيد ايمان نمىآوريم تا خدا را عيانا مشاهده كنيم . . .
لذا بر اثر اين درخواست سنگين وناروا دچار صاعقهء آتشين گرديدند وهمين خود گواه است كه نكوهش چنين درخواستى مستقيما متوجّه بني إسرائيل بوده ، نه موسى عليه السّلام .
أعضاء وجوارح
اشاعره چنين مىپندارند كه خداوند داراى اعضا وجوارح است ؛ دست ، پا ، صورت وچشم دارد وبه آياتي تمسّك جستهاند كه در آنها واژههاى « يد ، وجه ، عين وساق » به كار رفته است ؛ از قبيل
« وَقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
« 4 » ؛ يهوديان [ پنداشتند و ] گفتند : دست خدا
هامش
( 1 ) أعراف 7 : 143 .
( 2 ) نساء 4 : 153 .
( 3 ) بقره 2 : 55 .
( 4 ) مائده 5 : 64 .