تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥

صفات جمال وجلال

خداوند دوگونه صفات دارد : صفات جمال يا ثبوتيّه كه ذات احديّت به اين صفات كمالية آراسته است وصفات جلال يا سلبيّه كه ذات حق از اتصاف به آن منزّه است وبه همين سبب صفات تنزيه هم گفته مىشود . در اينكه خداوند به صفات جمال وجلال متّصف هست يا نه ، ميان أهل كلام ؛ معتزله واشاعره ، اختلاف است . معتزله اتّصاف ذات حق را به هرگونه صفت نفى مىكنند ، زيرا لازمهء اتّصاف ، اقتران ذات حق به مبدأ صفات مىباشد . همانند ديگران كه موقعى به صفتي متّصف مىگردند كه مبدأ وصف بر ذات آنان عارض گردد ووصف وذات قرين هم گردند . عالم به كسى گويند كه علم بر ذات أو عارض وقرين گرديده است وذات حق از هرگونه عروض حادث يا اقتران أزلي مبرّا است . هرگونه وصفى كه در قرآن يا حديث آمده ، نظر به غايت ونتيجهء آن صفت دارد واتّصاف حقيقي منظور نيست « 1 » . يعنى اگر خدا را به وصف علم متصف نموديم وگفتيم « عالم بكل شئ » ، مقصود آن است كه هدف از اتصاف به اين وصف براي خدا حاصل است وچيزى از خدا پنهان نيست زيرا هر چه هست در محضر خدا است . نه آنكه مبدأ اين صفت بر ذات حق عارض گشته يا قرين شده است . همچنين صفات ديگر مانند : قدرت ، حيات ، حكمت وحتى اراده ورضا وغضب وغيره . در تمامى اين صفات ، غايت ونتيجهء اين صفات منظور است نه اقتران ذات به مبادى اين صفات « 2 » . اشاعره اين شيوه را پسند نكرده وآن را يك‌گونه تفسير به رأى وتأويل فاقد دليل دانسته‌اند ، گويند : ظاهر قرآن بايد رعايت شود وهيچ‌گونه تأويل يا تقدير در آن روا نباشد . خداوند خود را به اين صفات وصف نموده وبا زبان قوم سخن گفته واين وصف بايد با همان مفاهيمى باشد كه عرف معاصر آن را دريافت مىكرده‌اند . لذا اطلاق وصف عالم بر خدا به همان گونه است كه در عرف عرب آن روز بر غير خدا نيز
هامش
( 1 ) دربارهء صفات الهى گفته‌اند : « خذ الغايات ودع المبادى ؛ هدف را لحاظ دار ومبادى صفات را رها كن » . ( 2 ) ر . ك : قاضى عبد الجبار ، شرح الأصول الخمسة ، از صفحهء 182 به بعد .
علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 295 | الشيخ محمد هادي معرفة