تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
از أو است ( يعنى مبادى صفات را قرين ذات أو نداند ) چه هر صفتي خود گواه است كه از موصوف جدا است وهر موصوف خود گواه است كه از صفت جدا است ، پس هر كه خداى سبحان « 1 » را وصف كند ( به گونه‌اى كه ديگران را وصف مىكند ) هرآينه أو را با قرينى پيوسته است وآن كه با قرينش پيوندد ، دوتايش دانسته ( يعنى در أزل ، ذات وصفت را قرين يكديگر دانسته وحقيقت الهى را مركب از دو چيز گرفته است ) وهر كه دوتايش بداند ، أو را حقيقتي داراى جزء دانسته ( زيرا لازمهء تركيب ، داشتن اجزاء است ) وهر كه أو را ( مركب و ) داراى جزء بداند ، أو را نشناخته است » .

نفى تحيّز

تحيّز عبارت است از اشغال مكان ودارا بودن جهت خاص . اين از ويژگىهاى موجودات مادي ولازمهء جسميّت است . به اين معنا كه فراغى را پر كند وفضايى را به وجود خود اشغال كند وبه اين سبب در جهت خاصي قرار مىگيرد وداراى ابعاد شش‌گانه ( راست ، چپ ، جلو ، پشت ، بالا وپايين ) مىگردد . لذا « تحيّز » از ذات حق منتفى است ، زيرا موجودى مجرد است . يعنى موجودى ماوراى مادة واز تمامى ويژگىهاى جسماني منزّه است . اشعرى قايل به تحيّز مىباشد وخدا را داراى مكان ودر جهت فوق ( بالا ) مىداند . شواهدى از آيات قرآن داده است . از جمله :
« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى »
« 2 » .
« يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ »
« 3 » .
« يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ »
« 4 » .
« أَ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّماءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ »
« 5 » .
هامش
( 1 ) سبحان واژه‌اى است كه دربارهء خدا به عنوان تنزيه ذات أو به كار مىرود . يعنى خداوند پاك ومنزّه از هرگونه وصف ناشايست است . ( 2 ) طه 20 : 5 . ( 3 ) سجده 32 : 5 . ( 4 ) نحل 16 : 50 . ( 5 ) ملك 67 : 16 .