تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
براي رسيدن به حقايق نهفته ، در پس آيات متشابهه ، پىجور شوند ، زيرا در سايهء علم ودانش استوار بوده ، مضطرب نمىگردند ودر مقابل آيات متشابهه نگران نمىشوند وچنين مىانديشند كه آيات متشابهه از همان منبعى صادر گشته كه آيات محكمه نشأت گرفته است . پس بايد در پس پرده چيزهايى باشد كه ظاهر لفظ نمودار آن نيست . از همين نقطهء حسّاس ، حركت تحقيق وپويا شدن آغاز مىگردد وعاقبت جوينده يابنده است . پس اين جملهء الحاقى ، نمايان‌گر نقطهء آغاز حركت به سوى دانستنىها است واز اين راه ، راسخون في العلم ، به تأويل آيات متشابهه پى مىبرند . 6 . جملهء حاليّه اگر با فعل مضارع مثبت آغاز شود ، از « واو » بايد خالى باشد . ابن مالك گويد :
« وذات بدء بمضارع ثبت * حوت ضميرا ومن الواو خلت »
معلوم نيست فخر رازي گفتارش را كه مخالف گفتهء أدبا است از كجا آورده ! براي نمونه : زمخشري در كشاف ( ج 1 ، ص 338 ) ؛ ابن قتيبة در تأويل مشكل القرآن ( ص 72 ) ؛ أبو البقاء در املاء ما منّ به الرحمن ( ج 1 ، ص 124 ) ؛ سيد مرتضى در امالى ( ج 1 ، ص 442 - 431 ، مجلس 33 ) ؛ زركشى در برهان ( ج 2 ، ص 73 ) ؛ طبرسى در مجمع البيان ( ج 2 ، ص 410 ) ؛ شيخ محمد عبده در المنار ( ج 3 ، ص 167 ) وديگر أقطاب علم وأدب ، به اتفاق آرا مسألهء « حال » بودن جملهء « يقولون آمنّا . . . » را ترجيح داده‌اند « 1 » . 7 . علاوة حتى اگر جملهء
« وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ . . . »
را مستأنفه بدانيم ، مدلول آية آن نخواهد بود كه باب علم به تأويل ، در متشابهات قرآن بر روى همگان بسته است ، زيرا حصر در عبارت
« وَما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ »
إضافي است وجنبهء منفى آن مقصود مىباشد ؛ مانند « لا حكم إلّا للّه » ، « لا مؤثّر في الوجود إلّا للّه » ، « لا يعلم الغيب إلّا اللّه » وغيره كه مقصود نفى صفت از ديگران است . انحصار آن در راستايى است كه به خدا منتهى مىشود ، لذا در آيهء
« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى
هامش
( 1 ) ر . ك : التمهيد ، ج 3 ، ص 40 به بعد .
علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 293 | الشيخ محمد هادي معرفة