مِنْ رَسُولٍ »
« 1 » تهافتى وجود ندارد وبا « لا يعلم الغيب إلّا اللّه » منافاتى نخواهد داشت .
اضافه آن كه ، بر خلاف مقتضاى بلاغت است كه خداوند حكيم كتابي را به عنوان دستور زندگى وراهنماى هدايت بر مردم عرضه بدارد ، سپس به آنان بگويد : درون آن ، فرازهايى وجود دارد كه حتما قابل فهم نيست وراه رسيدن به آن بر روى همگى شما بسته است . معقول نيست چنين سخنى از حكيم صادر گردد . آرى معقول است بگويد فرازهايى وجود دارد كه به ظاهر مشتبه وموجب دستآويز كجدلان مىگردد ، كه كليد فهم آن در دست ماست وتنها از جانب ما به آن هدايت مىشويد .
پس حصر در آية ، صرفا جنبهء سلب دارد وعلم به تأويل را تنها از كجدلان وكجانديشان نفى مىكند .
نمونههايى از آيات متشابهه
پيش از اين يادآور شديم كه تشابه در آيات قرآن دوگونه است : تشابه اصلى وتشابه عرضى . تشابه اصلى آن بود كه كوتاهى لفظ موجب نارسايى در افادهء بلنداى معنا شده وأحيانا شبههانگيز شود . اين آيات بيشتر در رابطه با أصول معارف ومعرفت شناختى است . اشاره شد كه تعداد اين قبيل آيات متشابهه نسبت به مجموع آيات قرآني اندك است وبا مراجعه به آيات محكمه كه « امالكتاب » مىباشند ونيز أحاديث پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله وائمهء أطهار عليهم السّلام وسلف صالح ( رض ) اينگونه تشابه قابل رفع است .
عمده ، تشابه عرضى است كه بر اثر برخورد وتضارب آرا وعقايد وپيدايش مذاهب وگرايشهاى مختلف كه در زمانهاى متأخر از عصر نزول در جامعهء اسلامى رخ داد ، به وجود آمد وهر فرقه وگروه براي پشتوانهء مذهب خود ويافتن دستاويزى عوامپسند ، به سراغ قرآن رفته ، آياتي را كه تا ديروز محكم بودند با تفسيرهاى خودخواهانه متشابه ساختند . بيشترين آيات متشابهه كه امروزه مطرح است از اين قبيل مىباشد . ذيلا نمونههايى از هر دو نوع را بر حسب دستهبندى كه در بخش متشابهات كتاب « التمهيد في علوم القرآن » ( ج 3 ) انجام گرفته مىآوريم :
هامش
( 1 ) جنّ 72 : 27 - 26 .