تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
قرار داده وگفته است :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ . . .
« 1 »
»
وبا اين‌گونه تصوّر براي طبقهء جمهور امكان درك موجودات ماوراى حسّ فرآهم گرديده است ، به اين معنا كه از آنچه هست با كمك قوهء متخيّلهء خود سنجيده ، برايشان قابل پذيرش خواهد بود . آن‌گاه كه شريعت در صفات بارىتعالى سخن بگويد ، راه شكّ وشبهه را بسته است . پس هرگاه بگويد خدا نور است ، حجابى از نور دارد . مؤمنان أو را در آخرت نظاره كنند همچون آفتاب در بلنداى روز . براي جمهور هيچ‌گونه شك وشبهه‌اى رخ نمىدهد وبه ظاهر اين تعابير گرفته بىترديد مىپذيرند . همچنين براي علما شبهه‌اى دست نمىدهد ، زيرا مىدانند كه مقصود ازاين‌گونه تعابير تنها مزيد علم ويقين است . چه بسا اگر به عامهء مردم گفته شود كه اين تعابير ، ظاهري بيش نيست وحقيقت جز اين است ، در آن صورت نپذيرفته أصلا زير بار نروند ، زيرا پيش خود چنين تصوّر مىكنند كه هر چه قابل حس نباشد وجود ندارد وهر نامحسوسى با عدم مساوى است . مثلا اگر گفته شود : در آنجا موجودى هست كه داراى جسم نيست وهر چه از لوازم جسميت مىدانند در أو نيست ، امكان تخيّل از آنان برداشته شده وچنين چيزى را معدوم مطلق مىپندارند . مخصوصا اگر به آنان گفته شود نه از جهان بيرون است ونه در درون جهان جايى دارد . نه بالا است ونه پايين . لذا هرگز شريعت تصريح به نفى جسميّت نفرموده ، صرفا گفته :
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ . . . »
« 2 » .
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ . . . »
« 3 » » . گويد : « واگر تأمّل كنى خواهى يافت كه شريعت با آنكه براي مردم در افادهء اين‌گونه معاني به مثال پرداخته وراهى جز اين وجود نداشت تا آن را به پذيرش وادارد ، در عين حال علما را بر دقايق واسرار اين‌گونه تعابير واقف ساخته ، حقايق را بر ايشان مكشوف نموده است . » « 4 » . پر روشن است در تشبيه غير محسوس به محسوس ، بهترين مثالي كه مىتواند
هامش
( 1 ) نور 24 : 35 . ( 2 ) شورى 42 : 11 . ( 3 ) انعام 6 : 103 . ( 4 ) ر . ك : ابن رشد اندلسى ، الكشف عن مناهج الأدلة ؛ ص 89 و 97 - 96 و 107 .