گويد : « تعاليم شريعت ، همچون غذاى سالم وپاكيزه براي بدنهاى سالم وطبعهاى ناآلوده ، نافع ومفيد خواهد بود . كه بيشترين مردم را تشكيل مىدهند .
گرچه براي برخى كه در اقليّتاند زيانآفرين مىگردد ، چنانچه خداوند فرموده :
« وَما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ »
« 1 » ؛ يعنى در سايهء تعاليم الهى گمراه نمىگردد ، جز كساني كه از مرز طبيعي مردمى بيرون زدهاند . اين حالت ، صرفا در برخى از آيات براي برخى از مردم رخ مىدهد ودر آياتي است كه از عالم ماوراى حسّ سخن گفته ، كه در عالم شهود همانندى ندارد . لذا براي تقريب به أذهان ، از نزديكترين چيزى كه بتواند شاهد ومثالي باشد تا واقع را ارائه دهد ، استفاده كرده است . همين امر سبب گرديده تا برخى به ظاهر مثال اخذ كرده ، تصور كنند آنچه در تعبير آمده عين واقع است ، ازاينرو در حيرت وشك باقي مىمانند . متشابهات كه موجب شبهه مىگردند ، از اين قبيل هستند . ولى نه براي دانشمندان ونه براي طبقهء جمهور ، زيرا اينان از سلامت طبع وصحت نفس برخوردارند ، غذاى سالم بر ايشان كاملا نافع ومفيد مىافتد . ولى بيرون از اين دو دسته كسانىاند مريض ، كه نفسي ناسالم دارند ، غذا هر چند كامل وسالم باشد ، بر مذاق اينان لذتبخش ونافع نخواهد بود . لذا خداوند فرموده :
« فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ
« 2 » ؛ اما كساني كه در دلهاشان انحراف است ، براي فتنهجويى وطلب تأويل آن [ به دلخواه خود ] از متشابه آن پيروى مىكنند » .
گويد : « اينان ، همان أرباب جدل وصاحبان مكتبهاى كلامي مىباشند » . ونيز مىگويد : « شريعت در تعاليم وبرنامههاى خويش ، روشى در پيش گرفته تا طبقهء جمهور بهرهمند شده وهم دانشمندان پذيرا باشند . ازاينرو قرآن ألفاظ وعبارتهايى به كار برده كه براي هر دو گروه قابل درك باشد . عامهء مردم به ظاهر مثال بسنده كرده ، گمان مىبرند مورد مثال چيزى همانند آن ونزديك به آن مىباشد وبه همين اندازه قناعت كرده وپيشتر نمىروند ودانشمندان نيز حقيقتي را كه در طىّ مثال نهفته دريافت مىكنند .
مثلا چون « نور » رفيعترين موجود در عالم حسّ به شمار مىرود ، آن را مورد مثال
هامش
( 1 ) بقره 2 : 26 .
( 2 ) آل عمران 3 : 7 .