تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
بيان شده وخالى از هرگونه غموض وپيچيدگى بوده ، در آغاز هرگز ايجاب شبهه نمىكرده است . سپس در پى درگيرىهاى عقيدتي وفكرى كه در ميان گروه‌هاى مختلف مسلمانان رخ داد ، فاجعهء « تشابه » دامن‌گير بسيارى از آيات قرآن گرديد . وجود گروه دوم متشابهات ، تشابه اصلى ، كاملا طبيعي مىنمايد ؛ زيرا اين‌گونه تشابه در اثر بيان معاني ژرف توسط ألفاظ متداول عرب - كه براي معاني سطحى ساخته شده - پديد آمد . قرآن در افادهء معاني عاليه راهى پيموده كه هم براي عامّهء مردم جنبهء اقناعي داشته باشد وهم علما ودانشمندان را متقاعد سازد . لذا در بيانات خود ، بيشتر فنّ خطابه وبرهان را به هم آميخته ، از مشهورات ويقينيّات ، هر دو يك واحد منسجم ساخته است . با آنكه در ظاهر اين دو فن از هم متنافرند ، ميان آن‌ها سازش داده است ؛ واين خود ، يكى از دلايل اعجاز قرآن به شمار مىرود . ابن رشد اندلسى - دانشمند وفيلسوف معروف - ( متوفاى سال 595 ) در اين زمينه مىگويد : « مردم ، در برخورد با تعاليم عاليهء شريعت سه دسته‌اند : دستهء أول ، كسانىاند كه از حكمت متعاليه برخوردار بوده ، صاحب فكر وانديشه‌اند ، در برخورد با حوادث استوار وبا متانت رفتار مىكنند . دستهء دوم ، عامهء مردم هستند كه طبقهء جمهور را تشكيل مىدهند . اينان ممكن است چندان با علم ودانش سر وكارى نداشته باشند اما طبعى سليم ، نيّتى پاك ودلى تابناك دارند . دسته سوم ، ميانهء اين دو قرار دارند ، نه از طبقهء علماى راستين بشمار مىروند ونه خود را از جمهور مردم به حساب مىآورند . خود را از سطح همگانى برتر ودر رديف دانشمندان مىدانند ، در صورتي كه صلاحيت عرض اندام در آن عرصهء والا را ندارند » . گويد : « تشابه ، صرفا دربارهء دستهء سوم است ، زيرا دانشمندان در سايهء دانش سرشار خود وبا انديشه ومتانت شايستهء خويش كه در راه رسيدن به حقايق مبذول مىدارند ، هرگز تشابهى بر سر راه آنان قرار نمىگيرد . طبقهء جمهور ، با ذهن صاف وساده‌اى كه دارند ، هيچ‌گاه شبهه‌اى در تعاليم شريعت احساس نمىكنند ، زيرا به ظاهر ألفاظ وتعابير بسنده كرده ، نگرانى به خود راه نمىدهند » .