زمر ، وصف تمامى كتاب آمده وهمهء آيات وسور قرآني ، زيبا وفريبا با محتوايى بلند وبيانى رسا جلوهگر شدهاند . تفاوت واختلافى در ميان نيست واين خود شاهد بر صدق كلام خدا است . خلط كردن ميان اين دو مفهوم شايسته نيست ، بلكه يك نوع تفسير به رأى بشمار مىرود .
ثانيا ؛ روشن نيست چرا فرض دو مرحلهاى بودن نزول قرآن ، كه داراى دو وجود عرشي وفرشى است ( گفتار علّامهء طباطبايى دربارهء نزول دفعي وتدريجي قرآن ) ، در مورد محكم ومتشابه قرآن آورده شده است ؟
أساسا اين سؤال مطرح است كه قرآن صريحا گفته :
« مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ ، هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ ، وَأُخَرُ مُتَشابِهاتٌ »
« 1 » ، برخى « محكمات » وبرخى « متشابهات » ومقصود همين قرآن موجود است كه بر دو بخش تقسيم شده ، ولى چرا صاحب مقال ، كلّ قرآن را در دو مرحله فرض كرده كه در مرحلهء عليا ، محكم ودر مرحلهء سفلى ، متشابه است . آنگاه چگونه مردم به مرحلهء عليا دستيابند ؟ ! در حالي كه از نزديك شدن به متشابه ( مرحلهء سفلى ) ممنوع مىباشند ؟ ! 2 . نظريّهء دوم از برخى گروههاى التقاطى كه أفكار الحادي خود را در پوشش اسلام جلوه مىدهند « 2 » ارائه شده :
محكمات آياتي هستند كه أصول اساسى وديدگاههاى كلى مكتب را بيان مىكنند . اين أصول استوار وپابرجا بوده ، به مثابهء حقايقى ثابت وپايدار مىباشند ؛ از قبيل أصل هدايت ، زوال باطل وپيروزى مستضعفين ومحرومان .
آيات متشابهه - متقابلا - مشتمل بر مطالبى است كه خود « أصل » نيستند ، اما منبعث از أصول مىباشند ، لذا فاقد خصلت ثبات وپايدارى هستند . محكمات نقش استراتژيك دارند ومتشابهات تاكتيكهايى براي پياده كردن آنها مىباشد ، لذا در هر زماني اين متشابهات وفروع وتاكتيكها متغيّر ومتبدل مىشوند . متشابهات در حوزهء علوم واقع شده كه پيشرفت علوم طبيعي ، سياسي واقتصادى باعث قبض وبسط آنها مىگردد وبلكه در زمان متأخر ضدّ ارزش وارتجاعى قلمداد مىشوند .
بنابراين تمامى آيات الاحكام ، أعم از ناسخ ومنسوخ جزء متشابهات هستند ونقش
هامش
( 1 ) آل عمران 3 : 7 .
( 2 ) گروه منافقين موسوم به مجاهدين خلق .