نيست طبرسى اين سخن را از كجا آورده كه در منابع موجود اثرى از آن يافت نمىشود . علاوة كه اين سخن با تصريح خود عاصم نيز مخالفت دارد كه قرائتى را كه به حفص آموخته صرفا از طريق أبو عبد الرحمن سلمى از علي عليه السّلام گرفته وأبو بكر ابن عياش را نشايد كه در آن دخالتى كند يا تغييرى دهد . به نظر مىرسد تسامحى در اين نسبت ناروا رخ داده باشد .
آيا حفص مخالفتي با عاصم دارد ؟
ابن جزرى مىگويد : « حفص گفته است : من در هيچ موردى با قرائت عاصم مخالفتي نداشتم ، مگر در مورد كلمهء « ضعف » كه سه بار در اين آية تكرار شده است :
« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً »
« 1 » عاصم ، كلمهء « ضعف » را به فتح ضاد وحفص ، به ضمّ ضاد خوانده است » « 2 » . أبو محمد مكي مىگويد : « أبو بكر وحمزه اين كلمه را در هر سه مورد به فتح ضاد خواندهاند وگفته شده است كه حفص نيز آن را به فتح ضاد از عاصم روايت كرده ؛ ولى خود بر مبناى روايت عبد اللّه بن عمر ، آن را به ضمّ ضاد خوانده است . ابن عمر گفته است كه من اين كلمه را در حضور پيامبر صلّى اللّه عليه وآله به فتح ضاد خواندم وپيامبر صلّى اللّه عليه وآله قرائت مرا تصحيح كرد ودر هر سه مورد به ضمّ ضاد خواند » . مكي اضافه مىكند كه : « از حفص روايت شده كه گفته است : من در قرائتى كه از عاصم فرا گرفتم ، در هيچ مورد با وى اختلافى نداشتم ومخالفتي نكردم ، مگر در مضموم خواندن اين سه كلمه » « 3 » .
به نظر مىرسد اين نسبت كاملا ناروا است وهرگز حفص بر خلاف قرائت عاصم قرائت نكرده وچنين چيزى نگفته است ولذا مكي به صراحت آن را به حفص نسبت نداده وبا لفظ مجهول « 4 » ( گفته شده وروايت شده ) اين موضوع را با شك وترديد نقل مىكند . بهطورىكه گويى صحّت ودرستى آن برايش روشن نيست . اين نكتهاى است كه ما نيز آن را ترجيح مىدهيم ؛ زيرا اعتماد شخصيّتى مانند حفص به
هامش
محيسن ، المهذب ، ج 2 ، ص 417 .
( 1 ) روم 30 : 54 .
( 2 ) طبقات القرّاء ، ج 1 ، ص 254 .
( 3 ) الكشف عن وجوه القراءات ، ج 2 ، ص 186 .
( 4 ) « روى عن حفص » يا « ذكرهن حفص » .