كردهاند » « 1 » .
شاطبى دربارهء وى مىگويد : « وحفص وبالإتقان كان مفضّلا « 2 » ؛ حفص به جهت دقّت واتقان در قرائت ، برتر از ديگران شمرده مىشد » .
أرباب نقد وتحقيق روايت حفص را از عاصم روايتي صحيح مىدانند . ابن معين گويد : « روايت صحيحي كه از قرائت عاصم باقي است ، روايت حفص بن سليمان است » « 3 » .
با اين كيفيت ، قرائتى كه بين همهء مسلمانان رواج يافت ، قرائت عاصم از طريق حفص است .
4 . علاوة بر آن اسناد حفص در نقل قرائت عاصم از على أمير المؤمنين عليه السّلام ، اسنادى صحيح وعالي است كه در ديگر قرائتها نظير ندارد ، زيرا :
أولا عاصم قرائت را به طور كامل از احدى غير از شيخ وأستاذ خود أبو عبد الرحمن سلمى اخذ نكرده كه شخصيّتى بزرگ وموجّه به شمار مىآمد واگر عاصم اين قرائت را بر ديگرى عرضه كرده است ، صرفا براي حصول اطمينان بوده است .
ابن عياش مىگويد : « عاصم به من گفت : احدى حرفى از قرآن را براي من قرائت نكرد ، مگر أبو عبد الرحمن سلمى كه قرآن را از علي عليه السّلام اخذ كرده است . من موقعى كه از نزد أبو عبد الرحمن بازمىگشتم ، آنچه را كه فرا گرفته بودم بر زرّ بن حبيش كه قرائت را از عبد اللّه بن مسعود اخذ كرده بود ، عرضه مىكردم » « 4 » .
ثانيا هيچگاه عاصم با أستاذ وشيخ خود أبو عبد الرحمن سلمى مخالفت نورزيد ، زيرا يقين داشت آنچه را از أو فرا گرفته ، دقيقا همان است كه أو از علي عليه السّلام فرا گرفته است . عاصم در اين باره گويد : « من در قرائت هيچ اختلافى با أبو عبد الرحمن سلمى نداشتم ودر هيچ مورد با قرائت أو مخالفت نورزيدم ، زيرا به يقين مىدانستم كه أبو عبد الرحمن سلمى نيز در هيچ موردى با قرائت علي عليه السّلام مخالفت نورزيده است » « 5 » .
هامش
( 1 ) النشر في القراءات ، ج 1 ، ص 156 .
( 2 ) شرح الشاطبية ( سراج القاري ) ، ص 14 .
( 3 ) النشر في القراءات ، ج 1 ، ص 156 .
( 4 ) معرفة القرّاء الكبار ، از ذهبي ، ج 1 ، ص 75 .
( 5 ) همان والطبقات ، ج 1 ، ص 348 .