تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
نگرفته‌اند ؟ اين سؤالي است كه بايد كساني كه به امر عثمان مصحف را نوشتند ، پاسخ گويند . اما آنان در خاك آرميده‌اند وازاين‌رو دانشمندان گفته‌اند : رسم‌الخط مصحف ، سرّى از اسرار است كه هيچ‌كس از آن آگاه نيست . . . گويد : گمان سهو وخطا وجهل به أصول كتابت دربارهء آنان به خود راه ندهيد كه اين خيال باطلى است . ما اعتقاد قطعي داريم كه صحابه قواعد املا وكتابت را آن‌گونه كه بايد مىدانسته‌اند وما بر اين گفته سه دليل استوار داريم : اوّل : علامه آلوسى در تفسير خود ، به نام روح المعاني مىگويد ظاهرا صحابه رسم‌الخط را به خوبى مىدانسته وبه قواعد كتابت آگاه بوده‌اند . جز اين كه آنان در برخى از موارد ، به عمد واز روى حكمت وفلسفه‌اى ، بر خلاف اين قواعد چيزى نوشته‌اند . دوم : آنان با پادشاهان واميران مكاتبه مىكردند وناچار بايد كتابت را بخوبى دانسته باشند . سوم : در عهد عثمان بيش از يك ربع قرن از اشتغال مردم جزيرة العرب به امر كتابت ونوشتن گذشته بود . آيا معقول است كه صحابه در اين مدت طولانى ، كتابت را به درستى فرا نگرفته باشند ؟ » « 1 » . گفتهء علامه ابن خلدون كه « به خيال‌بافىهاى اين ناآگاهان توجه نكنيد » ما را از دادن پاسخ به اين قبيل بيهوده‌گويىها بىنياز مىكند . ابن خطيب در ردّ اين‌گونه گمان‌هاى بىپايه بيانى مفصل دارد كه خلاصه‌اى از آن را نقل مىكنيم : گويد : جعبرى در ضمن سخن خود دربارهء ناهنجارىهاى مصحف مىگويد : « بزرگ‌ترين فايدهء آن ، اين است كه مانع أهل كتاب از قرائت مستقيم قرآن است . » ابن خطيب اضافه مىكند : « يكى از بزرگان قرّاء سخنى اين چنين بىاساس مىگويد وبا چنين سخنى ، طرفداران لزوم وجود اغلاط در قرآن را تأييد مىكنند . در حالي كه بطلان وبىپايگى اين سخن روشن است ودر قرآن آيات بسيارى است كه طرف خطاب آن أهل كتابند وآنان را به سوى ايمان مىخواند . بنابراين چگونه آنان از تلاوت قرآن منع مىشوند ؟ ! »
هامش
( 1 ) محمد طاهر الكردي ؛ تاريخ الخط العربي ؛ ص 102 - 101 .