أو سپس مىگويد : « زشتترين گفتارى كه ممكن است ، انساني با عقل سالم وشناخت صحيح بگويد ؛ گفتار صباغ است كه : « فوائد اين رسمالخط بسيار واسرار آن متعدد است . از جمله عدم امكان تلاوت آن ، به جز با تعليم وفراگيرى از أستاذ است . شأن هر دانش نفيس وباارزشى آن است كه از دسترس عمومى محفوظ باشد . » ابن خطيب در جواب اين گفتار مىگويد : « وا مصيبتا ! آيا قرآن نيز همانند لگاريتم ، طلسم ، رمل ، أسطرلاب ، نجوم وعلومى از اين قبيل است كه تصور مىكنند نفاست آنها در اسرارى است كه در آنها نهفته وجز با كوشش وتلاش بسيار وپس از گذشت زماني دراز نتوان بدان دست يافت ؟ خداوند مىگويد :
« وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ »
« 1 » ولى شما مىگوييد كه قرآن از دسترس مردم به دور باشد ! بسى تصورى باطل وسخنى بىپايه وساختگى است ! آيا مصحف براي خواندن نوشته شده است ويا براي اين كه رمز وطلسم باشد وتنها قرّاء بتوانند آن را بخوانند وبه هركس كه به آنان پول مىدهد وخود را در اختيارشان قرار دهد بياموزند وكساني را كه مال وموقعيتى ندارند از آموختن آن محروم كنند ؟ » ابن خطيب اضافه مىكند كه بسيارى از أهل علم وأدب را ديده وخود شنيده است كه به علت آشنا نبودن به اين رسمالخط عجيب وغريب وعدم شناخت اسلوبهاى قرائت ، آنگونه كه رسيده است ، قرآن را به غلط قرائت وتلاوت مىكنند « 2 » .
با توجه به آنچه گذشت ، ابن خطيب معتقد است كه بايد رسمالخط مصحف تصحيح شود وبا خطى كه همهء مردم به خواندن آن قادر باشند ، نوشته شود . همهء دانشمندان معاصر بر همين عقيدهاند وهمهء محققان ، تبديل رسمالخط قديم را به رسمالخط كنونى جايز مىدانند زيرا رسمالخط پيشين با دستور پيامبر صلّى اللّه عليه وآله نبوده ، بلكه روش نويسندگان آن روز بوده يا كتابت در مراحل بدوي بوده واز دقت لازم برخوردار نبوده است . اما امروز با پيشرفت روشهاى كتابت وتكميل آن كه خواندن
هامش
( 1 ) « همانا قرآن را سهل وآسان نموديم تا يادآور همگان باشد » . قمر 54 : 17 .
( 2 ) الفرقان ؛ ص 86 - 63 .