را براي همگان آسان كرده است ، چارهاى جز تغيير رسمالخط گذشته به رسمالخط كنونى كه همه بدان آشنا هستند وقرآن را در دسترس عامهء مردم قرار مىدهد ، نيست . اين امر موجب تحقق بخشيدن به منظورى است كه قرآن براي آن نازل شده وآن هدايت وراهنمايى همگان براي هميشه است .
در اين زمينه ، قاضى محمد بن الطيب أبو بكر باقلانى ( متوفاى 403 ) در كتاب « الانتصار » مىگويد : « خداوند شكل ونحوهء خاصي از كتابت ونوشتن را بر مردم واجب نكرده است . براي نوشتن قرآن ونويسندگان مصاحف ، رسمالخط خاصي معين نشده كه موظف باشند بر طبق آن قرآن را ثبت كنند واز غير آن بپرهيزند ، زيرا وجوب اين موضوع منوط به وجود مدرك شرعي است ودر نصوص كتاب به اين موضوع اشارهاى نشده است كه بايد كتابت ، ثبت وضبط قرآن به طريقهاى خاص وبا خطى معين انجام گيرد واز آن تجاوز نشود . همچنين در سنت چنين مطلبي وجود ندارد واجماع أمت نيز اين امر را واجب نشمرده ؛ وقياسات شرعي نيز بر چنين موضوعي دلالت ندارد . بلكه سنت ، دالّ بر آن است كه قرآن را مىتوان به هر شكلى كه آسانتر باشد نوشت ، زيرا پيامبر صلّى اللّه عليه وآله فقط به كتابت قرآن امر كرد وهيچ طريقهء خاصّ ورسمالخط معينى را براي نوشتن آن معين نكرد وهيچكس را از كتابت آن نهى نفرمود . از همين رو خطوط مصحفها مختلف است وهر گروهى با روشى كه بين خود آنان مصطلح ومتداول بوده است ، قرآن را نوشتهاند . برخى بر طبق تلفظ كتابت مىنموده وبرخى زياد وكم مىكردند ، زيرا مىدانستند كه رسمالخط هرگونه باشد اصطلاحى بيش نيست وبر مردم پوشيده نمىباشد . ازاينرو مىتوان خط آن را با حروف كوفي وخط أولية نوشت ، لام را به صورت كاف والفها را كج نگاشت ؛ ومىتوان آن را به شكلى ديگر ، حتى با خط وروش قديم ويا با خط جديد ويا روشى ميانه ، كتابت كرد . اگر خطوط مصحفها وبسيارى از حروف آن با يكديگر تفاوت دارند وشكل وصورت آنها يكنواخت نيست ؛ از اين جهت است كه مردم با آنها موافقند ، ودر اين منعى نمىبينند كه هركس وهر گروه بر طبق روشى كه بين خودشان متداول است ، آن را كتابت كنند . هر روشى كه آسانتر ومشهورتر است ، مورد قبول مردم قرار مىگيرد . اين هيچ اشكالى هم ندارد ، براي اين كه طريقهاى
علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 165
مساهمون: الشيخ محمد هادي معرفة
ص١٦٥