مخصوص وخط معينى براي كتابت قرآن معين نشده است . آنچه معين شده است قرائت صحيح است ووسيلهء قرائت به هر نحوى مىتواند باشد . زيرا خط بهمنزلهء علامت ونشانه ورسمي است كه معرّف كلمه است وهر علامت ورسمي كه بتواند اين منظور را ادا كند ، به كار بردن آن بلامانع است .
خلاصه هركس مدعى است كه براي كتابت قرآن بايد رسمالخط معيّنى را به كار برد ، ناگزير از اقامهء دليل است ؛ واين دليل كجاست ؟ » مطلبي كه در بالا نقل شد ، خلاصهاى است از گفتهء قاضى أبو بكر باقلانى كه شيخ عبد العظيم زرقانى آن را در مناهل العرفان آورده است . زرقانى پس از نقل خلاصهء گفتهء باقلانى ، به گفتههاى أو جواب داده است . اما سستى جوابهاى أو در مقابل تحقيق محكم واستوار باقلانى بخوبى آشكار است « 1 » . از اين روست كه دكتر صبحي صالح در دنبالهء گفتهء باقلانى مىگويد :
« عقيدهء قاضى أبو بكر در اين زمينه ، قابل قبول است . أو دلايلى محكم ونظري دورانديش دارد . عواطف واحساسات خود را دربارهء بزرگداشت پيشينيان ، بر دليل وبرهان ، مقدم نشمرده وميان آن دو خلط نكرده است . آنان كه رسمالخط قرآن را توقيفى وهميشگى مىدانند ، گرفتار احساسات خود هستند . وعواطف ومذاق شخصي خود را در اين امر دخالت دادهاند . در حالي كه عواطف وذوقهاى شخصي نسبى است ، ونبايد آنها را در أمور ديني دخالت داد ؛ چه حقايق شرعي از ذوق وعاطفه استنباط نمىشود » « 2 » .
اينك در جدول زير ، رسم الخط كلمات به شكل قديم با رسمالخط معاصر مقايسه مىشود . در اين جدول كلماتي مانند « الرحمن » و « العلمين » و « الصراط » كه الف آنها حذف شده وتعداد آنها در مصحف عثمانى زياد است ، آورده نشده است . بايد توجه داشت كه حذف الف از اين كلمات بر وفق خط كهن كوفي است كه از خط سريانى بازگرفته شده . همچنين كلماتي كه در آنها به جاى الف ، واو ويا نوشته شده است مانند « صلاة » و « زكات » و « تورية » به علت كثرت وتكرار زياد
هامش
( 1 ) ر . ك : مناهل العرفان ؛ ج 1 ، ص 378 - 373 .
( 2 ) مباحث في علوم القرآن ، ص 279 .