در انجام كار خير سستى مىورزد .
10 . در سورهء بقره آيهء 247 كلمهء « بسطة » با سين ودر آيهء 69 از سورهء أعراف با صاد نوشته شده است ؛ زيرا با سين به معناى سعهء جزئي وبا صاد به معناى سعهء كلى است « 1 » .
دكتر صبحي صالح در اين زمينه مىگويد : « ترديدى نيست كه اين مطالب ، غلوّ ومبالغهاى است دربارهء تقديس رسمالخط مصحف عثمانى وتكلّفى است كه ما فوق آن تصور نمىشود ، زيرا از منطق دور است كه رسمالخط را امرى توقيفى وبا دستور پيامبر صلّى اللّه عليه وآله بدانيم ويا تصور كنيم كه مشتمل بر اسرارى است ؛ همان گونه كه فواتح برخى از سور داراى اسرار است . هيچ موردى براي مقايسهء رسم الخط با حروف مقطعهء أوايل سور كه قرآن بودن آنها به تواتر ثابت است ، وجود ندارد . اينها اصطلاحاتى است كه نويسندگان آن زمان منظور كردهاند وعثمان نيز با اين اصطلاحات موافقت كرده است » « 2 » .
علّامه ابن خلدون مىگويد : « برخى از افراد ناآگاه گمان كردهاند كه صحابه صنعت خط را به خوبى وبه طور كامل مىدانستهاند وبرخى از نوشتههاى آنان كه مخالف قواعد است ، از روى حكمت وعلّتى بوده است . اينان در مورد زيادت الف در « لأاذبحنّه » مىگويند براي توجه به عدم وقوع ذبح است ودر زيادت يا در « بأييد » معتقدند كه به منظور جلب توجه بر كمال قدرت الهى است . واز اين قبيل مطالب كه هيچ اصلى ندارد ، جز گفتارى بدون دليل كه قابل توجيه نيست » « 3 » .
عجيبتر آنكه محمد طاهر الكردي ، در آستانهء قرن پانزدهم هجرى ، به قهقرا بازگشته ودربارهء رسمالخط مصحف عثمانى ، به مبالغه وغلوّى فاحش دچار گرديده وپس از بيان برخى از ناهنجارىهاى رسمالخط عثمانى وتناقضات موجود در آن گفته است : « بر ماست كه بدانيم چرا نويسندگان اوليهء مصحف ، قواعد صحيح كتابت را رعايت نكرده وچرا در نوشتن مصحف روش واحدى را در پيش
هامش
( 1 ) ر . ك : البرهان ؛ ج 1 ، ص 430 - 380 .
( 2 ) مباحث في علوم القرآن ؛ ص 277 .
( 3 ) مقدمهء ابن خلدون ؛ باب 5 ، ص 419 وباب 6 ، ص 438 .