ايران قديم ، ص 73 - 77 ) . همچنين وى مىگويد : « پارسيان هند فروردگان را ده روز مىگيرند و آن را مقتات يا مقتاد
) datkuM (
مىنامند كه واژهاى هندى است به معنى روحى كه از برزخ به بهشت مىآيد » ( همان ، ص 76 ) .
همچنين دربارهء فروردينگان يا روزهاى فروشىها و تعداد روزهاى اين جشن نگاه كنيد به :
, 7391 yabmoB , . de . dn 2 , sisraP eht fo smotsuC dna seinomereC suoigileR ehT . J . J , idoM
.
154 - 734 . PP
. 9 . hC , 7791 , drofxO , msinairtsoroZ fo dlohgnortS nosreP A , ecyoB
و تاريخ كيش زرتشتى ، ترجمهء همايون صنعتىزاده ، ص 168 - 171 .
شرح
( 22 ) . منظور از « دوال كستيان » ظاهرا تركاناند ، زيرا در بند ششم فصل ششم از « ترك دوال كستى » نام برده شده است . تاواديا ( زبان و ادبيات پهلوى ، ص 171 ) اشاره مىكند كه تركيب دوال كوستيكان در دو قطعهء پاپيروس يونانى نيز آمده است . در متن پازند ( ص 344 ) آمده : « پادشاهى از ايشان ( ظاهرا به ايشان ) دوال كستيان ، تركان رسد » ( زند بهمن يسن ، ص 33 ، يادداشت 43 ) .
( 23 ) . دربارهء تن پسين ر . ك : يادداشت 41 فرگرد اول و يادداشت 13 فرگرد دوم .
( 24 ) . آقاى راشد محصل در توضيح اهلو مىنويسد : « برخى از صفات مانند « اهلو » قديم هستند يعنى در حكم نام ديگرى براى اورمزدند و مىتوان او را با آن مخاطب قرار داد ، پارهاى صفات ديگر مانند « مينوى افزونى » يا « دادار جهان مادى » حادثند يعنى اورمزد پس از آفرينش است كه « دادار » ناميده مىشود » . مؤيد اين نكته اشارهاى است كه در بندهش ( ص 8 ) آمده : « اورمزد پيش از آفرينش خداى نبود ، پس از آفرينش خداى ، سود خواستار ، فرزانه ، ضد درد ، آشكاره ، رهبر هميشگى ، افزونى و پايندهء همگان شد » ( ر . ك : همان ، ص 34 ، يادداشت 47 ) .
( 25 ) . براى توضيح دربارهء اين دوره ر . ك : يادداشت 8 و 9 بخش پيش ( بهمن يشت ) .
( 26 ) . زوهر ، نثارى است براى آتش يا آب و از اينرو در آيين زردشتى به دو نوع زوهر ، يعنى « آتش زوهر » و « آب زوهر » برمىخوريم : آتش زوهر ، عبارت است از پيه دنبه گوسفند كه در موارد خاصى به آتش نثار مىشود .
و آب زوهر ، آميزهاى از شير و شيرهء گياه هوم است كه با آب دعا خوانده شده و گياه ديگرى آميخته شده است .
نيز نگاه كنيد به : مينوى خرد ، ترجمهء احمد تفضلى ، صص 105 - 103 .
( 27 ) . دربارهء دورههاى عمر جهان و وقايعى كه در هر دوره رخ مىدهد ر . ك : فرگرد اول و دوم .
( 28 ) . دربارهء اژدهاك يا ضحاك ر . ك : يادداشت 36 بخش قبل .
( 29 ) . افراسياب ، پهلوى :b ? ayis ? arfوg ? ayis ? arf، اوستا :- naysargnarf. در يسنهها و يشتها از او ياد شده است . در يشت نوزدهم به تفصيل از او ياد شده و آن دربارهء تلاش وى براى به دست آوردن فرّهء كيانى است كه در ميان درياى فراخكرد قرار دارد و سرانجام نيز آن را به دست نمىآورد ( يشت 19 ، بند 56 - 64 ) . در يشت نوزدهم سخن از در بند كشيده شدن او به دست كىخسرو مىرود ( يشت 19 ، بند 77 ) .
( 30 ) . دربارهء پدشخوارگر ر . ك : يادداشت 11 بخش قبل .
( 31 ) . شبيه به همين مضمون در زراتشتنامه بيت 1441 نيز آمده است :كه جانم ز تيمار گريان شدست * دلم زين شروشور بريان شدستدر متن پازند ( ص 345 ) نيز آمده است : « اى دادار مرا مرگ ده ، اخلاف من مرگ ده كه دروندى [ و ] راه دوزخ نيابند » .