تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
زند بهمن يسن ، ص 37 ، يادداشت 56
شرح
( 32 ) . ر . ك : يادداشت 12 و 13 بخش قبل . ( 33 ) . ر . ك : يادداشت 14 بخش قبل . ( 34 ) . آسورستان يا اسورستان نام كهنى است براى بين النهرين كه در قديم از جانب ايرانيان به كار مىرفت . ( 35 ) . فراخ پيشانى ، ( پهلوى :g ? inax ? arf (معادل اصطلاح اوستايى :- akiniau ? ? r ? pاست كه لفظا به معنى « داراى پيشانى گسترده » است و توصيفى است براى سپاهيان دشمن . « ترك و كرمير » كه به عنوان دشمن نام برده شده‌اند ، دانسته نيست كه معرف چه تيره يا قومى هستند . هدايت ( زند وهومن يسن ، ص 53 ، يادداشت 8 ) آن را كلمير خوانده و در زيرنويس آورده است كه « در جنوب افغانستان بين دو درياچه شهرى به نام « كله‌مير » وجود دارد » . در متن پازند ( ص 346 ) : « ترك و خرمير » . زند بهمن يسن ، ص 37 - 38 ، يادداشت 60 ( 36 ) . اشاره به عملى است كه كاووس به وسوسهء ديوان انجام داد و به آسمان پرواز كرد . نگاه كنيد به : پورداود ، يشت‌ها ، ج 2 ، صص 237 - 227 . ( 37 ) . اشاره است به جنگى كه گشتاسپ با ارجاسپ بر سر پذيرفتن دين انجام داد . محل اين جنگ را زند بهمن يسن « سپيد بيشه » مىگويد كه در يادگار زريران به « بيشه هوتس » ( پهلوى :r ? uzer sotuh (تحريف شده است ( نگاه كنيد به : متن‌هاى پهلوى ، ص 3 ) . « سپيد رزور » كه محل جنگ گشتاسپ و ارجاسب گفته شده است در بندهش ( ص 100 ) به‌صورت اروس رزور ( - سپيد بيشه ) آمده و رد جنگل‌ها ناميده شده است . دربارهء محل اين جنگ متن‌ها با يكديگر اختلاف دارند . ماركوارت گمان مىكند كه « پارس » در اينجا تحريفى از « پارت » باشد ( نگاه كنيد به : وهرود و ارنگ ، صص 186 - 174 ) . هدايت به‌جاى سپيد بيشه ، « سپيذ رزور » آورده و در توضيح مىنويسد : جكسن جنگل سپيد را بين نيشابور و مشهد قرار مىدهد . در هنگامى كه سپاهيان ايران نزديك بوده متوارى بشوند ، كوه ميان دشت شكافته و كوه جديدى احداث مىگردد كه به « مدن فرياد » يعنى فريادرس ملقب گرديد ( نيرنگستان ، چاپ تهران ، 1312 ، ص 119 - 122 ، داستان شهربانو ) . در يشت نوزدهم 31 - 33 راجع به كىخسرو و سپيد رزور اشاره شده است و در جاماسب‌نامه پهلوى از جنگ گشتاسپ با اكوان سپيد در سپيد رزور گفتگو مىشود كه در ناحيهء پذشخوارگر اتفاق مىافتد . زند وهومن يسن ، ص 54 ، يادداشت 5 ( 38 ) . ر . ك : يادداشت 40 فرگرد اول . ( 39 ) . هدايت اين بند را اين‌گونه آغاز مىكند : اورمزد گفت كه : اى سپيتمان زرتشت ! بيم مدار . . . همان ، ص 56 ( 40 ) . هدايت ( ص 56 ، يادداشت 2 ) در توضيح مىنويسد : « وست در ترجمهء بهمن يشت ( ص 219 ، يادداشت 1 ) متذكر مىشود كه اين مطلب با ازمنهء تاريخى وفق نمىدهد . ولى به نظر مىآيد كه هزارهء زرتشت پيش از آشفتگى در مذهب و قبل از هجوم ديوان به پايان رسيده باشد . جزئيات اين وقايع از فصل چهارم تا هفتم شرح داده شده است . به موجب بندهش در سى و چهارم 7 - 6 فاصلهء بين « ظهور دين » در سلطنت كىگشتاسپ تا آخر دورهء ساسانيان 1016 سال مىشود . اگر مقصود از ظهور دين زمانى است كه زرتشت دين پذيرفت آن وقت