در شاهى شاپور هرمزدان تازيان آمدند و اوله رودبار را گرفتند و سالهاى بس به آوار و تازش داشتند ، تا شاپور به شاهى آمد ، آن تازيان را سپوخت . شهر را از ايشان بستد . بس شاه تازيان را نابود كرد و بىمر شانه را افسار كرد » .
« ور يا پساخت » كه در مورد آذرباد ماراسپندان از آن نام برده شده آزمايشى بوده است كه بهوسيلهء آن بىگناه از گناهكار بازشناخته مىشده ، خوردن آب گوگرد ، گذشتن از آتش ، بريدن با كارد و مانند آن از شيوههاى معمول ور در ايران باستان بوده است . چنانچه شخص مورد آزمايش از اين آزمايشها آسيب نمىديده ، حقانيت او ثابت مىشده است ( براى آگاهى بيشتر نگاه كنيد به : ويسپرد ، گزارش پورداود ، صص 172 - 120 ) . بنابر آنچه در گزيدههاى زادسپرم آمده است زردشت خود از سه ور گذشته است و از هيچيك آسيبى نديده است ، گذشتن از كورهء آتش ، بريدن شكم با كارد و . . . ( نگاه كنيد به : گزيدههاى زادسپرم ، ص 34 - 32 ) . آذرباد ماراسپندان كه در اينجا به پساخت او اشاره شده است موبدان موبد در دورهء پادشاهى شاپور دوم ساسانى بوده و گردآورندهء « خرده اوستا » ست . او براى اثبات حقانيت و راستى خود در دين « پساخت روى » را انجام داد و پساخت روى ، ريختن روى مذاب بر سينه است ؛ آذرباد از اين آزمايش موفق بيرون آمد .
زند بهمن يسن ، ص 27 ، يادداشت 21
شرح
( 15 ) . ترتيب اين هفت دوره بدانگونه كه در متن زند آمده است با تاريخ تطبيق نمىكند . متن پازند ( صص 341 - 340 ) در اين مورد نظم دقيقترى دارد و آنچنين است : « و من درختى ديدم كه در آن هفت ازگ بود يكى زرين ، يكى سيمين ، يكى رويين ، يكى برنجين ، يكى ارزيزين ، يكى پولادين ، يكى آهنين برآميخته » .
پس اورمزد گفت : « اى سپيتمان زردشت ! درختى كه تو ديدى جهان است كه من اورمزد آفريدم ، آن هفت ازگ هفت زمان ( - دوره ) ، آنكه زرين بود ، [ آنگاه ] كه من و تو ديدار كنيم ، آن سيمين پادشاهى گشتاسپ شاه ، كه گشتاسپ دين مزديسنان پذيرد كالبد ديوان بشكند ، [ ديوان ] از آشكارگى به نهان دوارشنى ( - زندگى نهانى و مخفى ) ايستند ، اهريمن با اهريمنزادگان پستتر دين ، دوباره به تارترين دوزخ هجوم برند ، پرهيز آبوآتش و گوسپند و گياه و زمين پيدا شود و آن برنجين پادشاهى اشكانان ( ؟ ) . . . آن رويين پادشاهى . . . شاپور . . . ارزيزين پادشاهى بهرام گور كه مينوى رامش به جهان آشكار ( متن :adav . ? an . ? iv (و پيدا بود و پولادين پادشاهى خسرو پسر قباد كه انوشيروان خوانند ، آهن برآميخته كه در سر هزارهء تو باشد ( - پايان هزارهء تو باشد ) پادشاهى ديوان سياه جامه گذارده موى ( متن :? srastar ? ajav (خشم تخمه » .
زند بهمن يسن ، ص 28 ، يادداشت 24
( 16 ) . دربارهء آتش بهرام كه يكى از سه آتش مقدس در ميان زرتشتيان است ر . ك : يادداشت 6 فرگرد دوم .
( 17 ) . سپندارمذ ، پهلوى : سپندارمتtamradnapS( خرد كامل ) ، اوستا : سپنته آرمئىتىitiamr ? A ? atnepS( فروتنى و بردبارى مقدس ) ، يكى از امشاسپندان و ايزدان در آيين مزديسنى است كه در فارسى بهصورت سپندارمذ ، سپندارمد ، اسفندارمذ و اسفند آمده است . در گاهشمارى ايران باستان روز پنجم هر ماه و ماه دوازدهم هر سال سپندارمذ روز و سپندارمذ ماه ناميده مىشده كه نگهبانى اين روز و ماه با اين امشاسپند بوده است . اين فروزه اهورامزدا در شكل معنوى و مينوىاش ( مينوگ ) مظهر فروتنى ، بردبارى و سازگارى اهورامزداست و در نمود جهان مادى و خاكىاش ( گيتيك ) نگهبانى زمين ، بارورى و سرسبزى به وى سپرده شده است . و به همين مناسبت آن را مؤنث دانسته و دختر اهورامزدا خواندهاند . اين ايزد همانند زمين شكيبا و بردبار است ، و بهويژه