مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است . ايزدان آبان ، دين ، ارد ( ارت ) ، اسپند از همكاران و ياران وى مىباشند .
درگاهان ، سپنته آرمئىتى پرورشدهندهء آفريدگان و بركتبخش آنان شمرده شده و هموست كه رمهها را مرغزارهاى نيكو مىبخشد . در اوستاى نو ، او دارندهء هزار داروى درمانبخش دانسته شده و به گفتهء بندهش در ميان گلها « فرنجمشك » به اسفندارمذ اختصاص دارد .
ر . ك : هفت آسمان ، شمارهء 19 ، « سپنته آرمئىتى ( سپندارمذ ) » ، ص 202 - 204 ، از نگارنده و منابعى كه در آن معرفى شده است .
شرح
( 18 ) . دربارهء معانى برشنوم ، مغ ، برسم ، درون و نسا ر . ك : يادداشتهاى 30 ، 31 ، 32 و 35 فرگرد دوم . لازم به ذكر است كه در متن شمارهء 29 و 30 توسط نگارنده و با استفاده از منابع ديگر گذاشته شده است و گرنه در كتاب آقاى راشد محصل به اشتباه اين شمارهها موجود نيست و پس از شمارهء 28 شمارهء 31 آمده است .
( 19 ) . « گشاده رفتن » ، راه رفتن بدون بستن كستى را گويند و در دين زرتشتى از گناهان محسوب مىشود .
دربارهء كستى نگاه كنيد به : يادداشت 29 فرگرد دوم .
( 20 ) . پهلوى :dirf ? o ) t ( su، اوستا :- itirf ? suبه معناى قربانى و نذر .
( 21 ) . گاهنبار به جشنهاى ششگانهء سال گويند كه در اوقات مختلف سال برگزار مىشده است . پهلوى :
گاسنبارr ? abnas ? aG، اوستايى : گاتو يائيريهayri ? aY ut ? aG( به معنى هنگام سال ) و در فارسى گاهنبار يا گهنبار گويند . براساس اسطورهء خلقت به يك سال ، در پى هر آفرينشى جشنى برپا مىشود و چون بنابر روايات شش آفرينش وجود دارد ، شش جشن نيز در طى سال برگزار مىشود كه به اين جشنها گاهنبار گفته مىشود .
نخستين گاهنبار به شكرانهء آفرينش آسمان در پانزدهم ارديبهشت ، دومين به پاس آفريدن آب در پانزدهم تيرماه ، سومين در سىام شهريورماه براى آفرينش زمين ، چهارمين به پاس آفرينش گياهان در سىام مهرماه ، پنجمين در بيستم دىماه براى آفريدن گوسفند و بالاخره ششمين گاهنبار به شكرانه و سپاس از آفرينش مردمان در سيصد و شصت و پنجمين روز سال بوده است . هريك از اين جشنها پنج روز ادامه داشته و مهمترين روز هر گاهنبار پنجمين روز آن بوده است .
- فرورديگان ( فروردگان ) ، نام آيينهايى بوده كه در ده روز پايان سال براى شادى روان درگذشتگان برگزار مىشده است ، و شايد به دليل وقت برگزارى اين جشن ، اغلب جشن نوروز را با جشن فرورديگان يا فرودگ درهم مىآميزند . بهطور كلى دو جشن به نام فرورديگان مرسوم بوده و هست . نخست ايام فروردگان است كه پنجه دزديده يا خمسهء مسترقه باشد كه بعضى پنج روز پايان اسفند يا پنج روز آغاز سال را نيز بدان افزوده و ده روز فروردگان گيرند كه جشن فروهرها يا روانان در گذشته مىباشد كه بسيار مهم و با تشريفات فراوان برگزار مىشد . دوم روز نوزدهم فروردين است كه به مناسبت تقارن دو نام جشن گرفته و عيد مىكردند اين جشن را امروزه زرتشتيان فرودگ مىنامند و در گورستان جهت يادبود و شادى روان درگذشتگان خود مراسمى عمومى برگزار مىكنند كه اين مراسم با اوستاخوانى همراه است . استاد تقىزاده دربارهء فروردگان مى - نويسد : « عيد فروردگان كه در آخر سال گرفته مىشد ظاهرا در واقع روزهاى عزا و ماتم بوده نه جشن . چنانكه بيرونى راجع به همين روزهاى آخر سال در نزد سغدىها گويد كه در آخر ماه دوازدهم ( ماه خشوم ) اهل سغد به اموات قديم خود گريه و نوحهسرايى نموده و چهرههاى خود را مىبرند و براى مردگان خوردنىها و آشاميدنى - ها مىگذارند ، و ظاهرا به همين جهت عيد نوروز كه بعد از آن مىآيد روز شادى بزرگ بوده . . . » ( گاهشمارى در