سى ساله بود . از اين قرار بايد در تاريخ 1046 سال قبل از پايان دورهء ساسانيان متولد شده باشد يعنى در شانزدهمين سال سلطنت خسرو پرويز كه قدرت ساسانى به اوج ترقى رسيده بود و در حدود 20 سال بعد رو به زوال گذاشت ، هزارهء او بايد انجام گرفته باشد . چنين به دست مىآيد كه نويسندهء بهمن يشت همان تاريخ بندهش را اقتباس كرده است . هرگاه مقصود از ظهور دين هنگام پذيرفتن آن توسط گشتاسپ باشد از اينرو زرتشت 40 يا 42 ساله بوده و با درنظر گرفتن اين تاريخ آخر هزاره تقريبا در حدود 593 - 595 ميلادى بوده است . به موجب تعيين زمان ناقصى كه در بندهش ديده مىشود ، دهمين هزارهء عالم در برج جدى با ظهور دين آغاز مىشود و در 635 ميلادى چهارمين سال سلطنت يزدگرد موقع هجوم مسلمانان به پايان مىرسد . و هزارهء برج دلو با هزارهء هوشيدر تطبيق مىنمايد . به نظر مىرسد كه از هزارهء هوشيدر نيز گذشته است كه از 593 - 635 تا 1593 - 1635 بوده است » .
شرح
( 41 ) . فرزدان ، اوستايى- un ? adzarf، بندهش ( بهار ، ص 77 ) محل آن را سيستان ، و دربارهء آن گويد : « درياچهء فرزدان در سيستان است . گويند كه مرد پرهيزگار كه چيزى به دو درافكند ، پذيرد ؛ اگر پرهيزگار نيست ، باز به بيرون افگند . بن چشمهء آن به فراخكرد پيوسته است » . در شهرستانهاى ايران ( متون پهلوى ، ص 67 ) آمده است : « شهر بست را بستور زريران ساخت بدانگاه كه گشتاسپ شاه ( براى ) دين يشتن به فرزدان بود . . . » و نيز در « شگفتى و ارزشمندى سيستان » ( همان ، ص 70 ) آمده : « يكى اينكه گشتاسپ شاه دين را به درياى فرزدان روايى بخشيد » و « يكى اينكه رود هيرمند و درياى فرزدان و درياى كيانسه و كوه اوشد اشتار اندر سرزمين سيستان ( قرار دارد ) » .
( 42 ) . دربارهء درياچهء كيانسه ر . ك : يادداشت 21 فرگرد اول .
( 43 ) . يكى از مفسران متون پهلوى است .
( 44 ) . براى نشانههاى ظهور بهرام ورجاوند ر . ك : فرگرد دوم .
( 45 ) . آقاى راشد محصل در توضيح مىنويسد : يعنى در مدت كودكى بهرام ورجاوند ، پادشاهى به عهدهء زنى خواهد بود . متن پازند ( ص 347 ) ، ظاهرا واژهء پهلوى ؟ ؟ ؟ راiudnehخوانده است . عبارت در آنجا چنين است : « . . . آنكه او را پرورد هندو زنى است » . روايات داراب هرمزديار چنين است ( ص 93 ) : « . . . و پادشاهى آن شهر زنى باشد و آن زن پرورد و او را سپاهى از دشتر هندوان بيايد » ( ؟ ) .
زند بهمن يسن ، ص 40 ، يادداشت 72
( 46 ) . آقاى هدايت مىنويسد : « يوستى حدس مىزند ارنگرود باشد اما به موجب يكى از مورخين ارمنى قرن هفتم ميلادى ايرانيان جيحون را بهرود مىناميدهاند » ( زند وهومن يسن ، ص 58 ، يادداشت 3 ) .
( 47 ) . آقاى هدايت ( همان ، يادداشت 4 ) مىنويسد : « احتمال مىرود خليجفارس درياى بهران نيز ناميده مى - شده . به مناسبت جزيرهء بهران كه بعد معرب و بحرين ناميده شده است » .
( 48 ) . آقاى راشد محصل ( همان ، ص 40 ، يادداشت 74 ) در توضيح مىنويسد : منظور از اين كودك خواهنده ( پهلوى :r ? ats ? awx ? i gay ? anruba (همان بهرام ورجاوند است . متن پازند ندارد . زراتشتنامه ( بيت 1489 ) چنين است :بدانگاه بينى كه بندد كمر * يكى مرد دين در بدشخوارگر