تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
شرح
( 4 ) . آقاى راشد محصل مىنويسد : « ديوان گشاده موى » برگردان تركيبsrawga / dr ? aziw ? i n ? aw ? edاست ( ر . ك : نجات‌بخشى در اديان ، ص 106 ، يادداشت 138 ) . در يادگار جاماسپى ، ص 63 ضمن ياد كرد وقايع تاريخى و سلطنت ساسانيان مىگويد : « يزدگرد شهريار بيست سال [ پادشاهى كند ] و از آن پس ايشان خودبه‌خود نابود شوند پس بيايند تازيان گذارده موى از تخمهء خشم به اندك زور و نيرو ايران‌شهر فراز گيرند سيصد و هشتاد [ و ] دو سال و نه ماه و هفت روز و چهار زمان ( - ساعت ) . ( 5 ) . مطالب اين فصل با آن‌چه دربارهء مطالب فرگرد هفتم سودگر نسك در دين‌كرد آمده برابر است . ترجمهء نوشتهء دين‌كرد چنين است : « فرگرد هفتم تاورت ( صورت پهلوى واژه‌هاى اوستايى? at ? avru ? v ? atكه در آغاز يسن سىام آمده است ) دربارهء نشان دادن چگونگى چهار زمان به زردشت در هزارهء زردشتان ، نخست زرّين ، آن [ زمان ] كه اورمزد در آن دين را به زردشت نشان داد ، ديگر سيمين آن [ زمان ] كه در آن گشتاسپ دين را از زردشت پذيرفت . سديگر پولادين آن زمان كه آذرباد مهراسپندان آرايندهء پرهيزگارى بزاد ، چهارم زمان ، آهن برآميخته كه پرزايى و پادشاهى ( - توالد و تسلّط ) اهريمن و ديگر بدان است ( نگاه كنيد به : دين‌كرد سنجانا ، ج 17 ، ص 12 و دين‌كرد مدن ، ص 792 ) . پيداست كه مطلب با آن‌چه در اين فصل و فصل سوم زند بهمن يسن آمده است اختلاف دارد . صورت ياد شده در دين‌كرد به پادشاهى اردشير كيانى و خسرو انوشيروان اشاره‌اى ندارد و نشان مىدهد كه اين دو مورد افزوده‌هاى پسين است . زند بهمن يسن ، ص 23 ، يادداشت 7 ( 6 ) . نكته قابل‌توجه در اين بند اين است كه با آن‌كه امروزه ، متن اوستايى خرداد يشت و اشتاد يشت در دست است اما متن زند هيچ‌كدام باقى نمانده است . بنابراين مىبينيم آن‌چه در اين متن آمده با مطالب متن اوستايى دو يشت مذكور اختلافاتى دارد از آن جمله در متن دو يشت اشاره‌اى به مزدك نشده ، و اين نشانگر آن است كه مطالب متن حاضر بعدها توسط موبدان و جهت تخريب شخصيت مزدك افزوده شده است . و نيز نگاه كنيد به : يشت‌هاى پورداود ، 1 / 151 - 158 و 2 / 201 - 206 ؛ اوستاى گلدنر 2 / يشت 4 و 18 . ( 7 ) . دربارهء پيدايش مزدك و رواج آيين او ، روايت بندهش ( بهار ، ص 141 ) در يادداشت شمارهء 4 بخش پيشين ( بهمن يشت ) ذكر گرديد . روايتى نيز از زند بهمن يسن كه در « روايات داراب هرمزديار » آمده و بنابر گفتهء تاواديا ( زبان و ادبيات پهلوى ، ص 169 ) از روى نسخهء پازندى نوشته شده است كه امروزه از آن هيچ نشانه‌اى نداريم ، دربارهء مزدك چنين آورده : « در زند بهمن يشت و خورداد يشت پيداست كه در هنگام انوشيروان خسروقباد گجسته بدگوهر مزدك پديدار آيد و بسيار آيين بد نهد و خسرو انوشه روان دستورى خويش دماوند بن شاپور و آدر اورمزد دين دستورى آدر بادكان و كادر فزايندار باد و آذرمهر بخت‌آفرين بخواند و با گجسته مزدك پيغام كند كه اگر ايشان را جواب بكند حق باشى و گرنه به كشتن ارزانى كند باشد چه پيمان كند و از گجسته مزدك ده سخن دينى بپرسد و يكى را جواب كردن نداند پس خسرو انوشه روان او را به زودى نيست كند و جهان از پتياره‌مندى پاك كند . ( روايات داراب هرمزديار ، ج 2 ، ص 86 - 87 ) ( 8 ) . از موبدانى كه در اينجا نام برده شده است ، برخى مشهورند و در متن‌هاى ديگر نيز به آنها اشاره شده است مثلا « نيوشاپور » گويا موبدان موبد زمان انوشيروان بوده است . داد اورمزد يا چنان‌كه در اينجا آمده است