تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
شرح
( 24 ) . دربارهء كنگ دژ نگاه كنيد به : يادداشت 5 فرگرد دوم . ( 25 ) . دربارهء پشوتن نگاه كنيد به : يادداشت 4 فرگرد دوم . ( 26 ) . دائيتى ، اوستايى :- ? ayti ? ad، نام رودى افسانه‌اى است كه در ايرانويج ( مركز قوم آريا ) جارى بوده است و نيز نام قله‌اى كه پل چينود بر فراز آن قرار دارد . اين قله به بلندى هزار مرد است و در ميان جهان قرار دارد و شاهين ترازوى ايزد رشن بر آن تكيه دارد ( نگاه كنيد به : بندهش ، بهار ، ص 41 ، 75 و 76 ) . ( 27 ) . بغان يسن ، نام نسك چهاردهم از اوستاى دورهء ساسانى بوده است . از اشارهء دين‌كرد مىتوان چنين دريافت كه همهء اوستاى موجود بخشى از بغان يسن ساسانى است ( نگاه كنيد به : يشت‌ها ، ج 1 ، ص 4 ) . ( 28 ) . بنابر اساطير زردشتى ، نقش اساسى نجات‌بخشان ، پالودن جهان از بدىها و آراستن آن به نيكىها و پاكىهاست . از اين‌رو جهان در پايان ، از هر جهت به آغاز همانند است . در آغاز ، اهريمن بر جهان مسلط نبود و وقتى به آفريدگان اورمزد حمله كرد ، اورمزد با خواندن « اهونور » او را ناكار كرد و به تاريكىها فروافگند ، آن‌گاه كه يك‌سوم اهونور را بخواند ، اهريمن از بيم تن بگذشت . آن‌گاه كه يك‌سوم ديگر را بخواند به زانو فروافتاد و وقتى سومين بهرهء آن را خواند ناكار شد . آن‌چه از بند بيستم تا پايان اين فصل عنوان شده قرينه‌اى است براى آن‌چه در آغاز روى داده . براى رويدادهاى آغاز جهان و به‌ويژه خواندن اهونور و بازتاب اهريمن از شنيدن آن نگاه كنيد به : بندهش ، بخش اول و گزيده‌هاى زادسپرم ، فرگرد نخست . زند بهمن يسن ، ص 43 ، يادداشت 88 ( 29 ) . هوگر ، اوستايى :- ayriakuh، بلندترين قلهء كوه هرئيتى ( - البرز ) است كه بر فراز آن ايزد هوم براى مهر قربانى آورد و از همين قله است كه رودخانهء اردويسور جارى مىشود و نيز جمشيد ايزد ناهيد را نياز مىفرستد . ( 30 ) . امشاسپندان ، اوستايى :- atnaps . a ? sama، بىمرگان مقدس ، شش ايزد والاى دين زردشتى هستند كه به همراه اورمزد هفت تن مىشوند و پاك‌ترين آفريدگان بشمارند . در اوستاى گاهانى از امشاسپندان نامى برده نشده است . واژه‌هايى كه بعدها بر اين ايزدان اطلاق شده است ، مفاهيم مجردى هستند كه هريك معرف يكى از جنبه‌هاى اورمزدند مثلا « ارديبهشت » در آن‌جا به معنى « راستى » و بهمن « انديشهء نيك » ، شهريور « شهريارى » و . . . كه هريك از اينها از صفات اورمزدند . در اوستاى جديد ، امشاسپندان نخستين آفريدگان اورمزدند كه پيش از آفرينش آسمان و زمين و آب و گياه آفريده شده‌اند . سه تن از اينان يعنى « بهمن » ، « ارديبهشت » و « شهريور » مذكر و سه تن ديگر يعنى « اسفندارمذ » ، « خرداد » و « امرداد » مؤنث‌اند . سه ايزد مرد در سوى راست اورمزد و سه ايزد زن در سمت چپ او قرار مىگيرند . در متن‌هاى متأخر سروش نيز در رديف امشاسپندان نام برده شده است ( نگاه كنيد به : بندهش ، ص 48 - 50 ) . ( 31 ) . مهر ، اوستايى :- ar ? im، نام يكى از ايزدان تواناى دين زردشتى است . در گاهان واژهء « مهر » معنى « پيمان » مىدهد ، اما در اوستاى نو ايزدى است كه راستى و پيماندارى از ويژگىهاى اوست . وصف مشروح او در مهر يشت مىآيد و از خلال مطالب آن پيوستگى او با خورشيد نيز احساس مىشود يعنى مهر و خورشيد غالبا در كنار يكديگر حركت مىكنند . در متن‌هاى فارسى ميانه او يكى از سه ايزدى است كه داورى كارهاى جهانيان را در روز پسين به عهده دارد . او به صفت « دارندهء دشت‌هاى فراخ » توصيف مىشود و داراى ده هزار