تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
كمتر مىشود و از اين‌رو پاره‌اى از خطاهاى كوچك گروندگان قابل گذشت است . هماست شامل مراسم يسنا و ونديداد است و براى زندگان يا مردگان برپا شود . در نيرنگستان به چهار نوع هماست اشاره مىشود : يك هماست ، دو هماست ، ده هماست و دوازده هماست . « دوازده هماست » كه در اينجا به آن اشاره شده است ، عبارت است از خواندن يسنا و ونديداد كه در 264 روز به احترام 22 ايزد خوانده مىشود كه عبارتند از : اورمزد ، تيشتر ، خورشيد ، ماه ، آبان ، آذر ، خرداد ، امرداد ، سپندارمذ ، باد ، سروش ، فروهراشوان ، بهمن ، ارديبهشت ، شهريور ، مهر ، بهرام ، رام ، دين ، رشن ، گوش و اشتاد . ر . ك : زند بهمن يسن ، ص 35 ، يادداشت 50 و نجات‌بخشى در اديان ، ص 93 ، يادداشت 68
شرح
( 11 ) . « پدشخوارگر » سرزمين مازندران است و جايى است كه به‌وسيلهء تورانيان غصب شد اما منوچهر آن را پس گرفت و بار ديگر ضميمهء ايران‌شهر كرد ( نگاه كنيد به : بندهش ، ص 139 . مينوى خرد ، پرسش 26 ، بندهاى 41 - 26 ) . در اوستا از پدشخوارگر نامى به ميان نيامده است . در متن‌هاى زند واژهء اوستايى- an ? rav، كه ناحيه‌اى از گيلان بوده است ، به پدشخوارگر تفسير شده است . ( 12 ) . ماه ونداد و روشن نام دو تن از مفسران متن‌هاى پهلوى است . ( 13 ) . اشاره‌هاى اين بند ظاهرا در بر گيرندهء قيام‌هايى مانند ابو مسلميان ، خرم‌دينان باشد . متن زراتشت‌نامه و پازند نيز توضيح بيشترى در بر ندارد . در زراتشت‌نامه ( بيت 1449 - 1446 ) آمده است :چو آيد به گيتى نشان سياه * دگرگون شود ساز و آيين و راه برآيد همه كامه ديو خشم * از آن ترك بىرحمت تنگ چشم بدانگه بيايد سپاهى ز روم * بدانديش و بدفعل و ناپاك و شوم ابا جامهء سرخ و با سرخ زين * يكايك به كردار ديو لعينو در متن پازند ( ص 345 ) آمده : « پس از اين نشان سياه جامگان خشم تخمگان ، پادشاهى دوال كستيان ، تركان سلم دهان ، دروج شيدسپى كليسايى هجوم آورند ( متن :dnar ? avd radna (. زند بهمن يسن ، ص 37 ، يادداشت 58 ( 14 ) . ارنگ و « وهheW» نام دو رود افسانه‌اى است كه در دوره‌هاى جديد اولى را بيشتر بر « اروند » و دومى را بر « سند » اطلاق كرده‌اند . اين دو رود نزد ايرانيان مقدس شمرده مىشدند و گمان بر اين بود كه در سرزمين ايرانويج جارى بوده‌اند . بعدها ، در دورهء ساسانيان ، ايرانيان نام اين دو رود را بر دجله و سند نهادند و دجله را اروند يا ارنگ ( اوستا :? ahgnar (و سند را وه ( پهلوى :heW , ? it ? i ? adو? it ? i ? ad heW، اوستا :? ayati ? ad (رود خواندند . براى آگاهى بيشتر ر . ك : وهرود و ارنگ ، ترجمهء منشىزاده ، صفحات متعدد ؛ پژوهشى در اساطير ايران ، ص 115 ، يادداشت 5 . ( 15 ) . واژهء پهلوى چنين خوانده مىشود . « دشت نشانه » چيست و كجاست ، دانسته نيست . انكلسارياgadnawahin( - نهاوند ) خوانده و هدايت احتمال داده است كه منظور فتح الفتوح است . نگاه كنيد به : زند و هومن يسن ، ص 55 ، يادداشت 1 ، و ص 57 ، يادداشت 7 . در روايات داراب هرمزديار ( 2 / 93 ) آمده است : « . . . و از هيشم‌كشندگان و خارزمى و كركى و فرنك و رومى و دول كشتى سه‌بار جنگ بزرگ و كارزار كنند كز آن يكى به سپيد و يكى لاجورد و يكى به دست نشانى باشد كه به ور سه تخمه باشد . . . » . نيز نگاه كنيد به : نجات‌بخشى در اديان ، ص 87 ، يادداشت 57 .