سپيد داده شده است . استاد بهار دربارهء هيونها مىنويسد : « پهلوى :
n ? oyih
، اوستا
- an ? oayh
هيونها كه در اصل مردمى ساكن آن سوى ماوراء النهر بودند ، از اقوام ايرانى بهشمار مىآمدند . اين قوم كه سپس در انقياد رؤسايى ترك قرار گرفت ، در نيمهء اول قرن چهارم ميلادى به سرزمين كوشان ، در شرق ايران رسيد و آن را تصرف كرد . هونها كه مستقل از ايران بودند ، در آغاز به دوستى با ايران پرداختند و سپاهيان خود را حتى به يارى شاهپور اول در نبرد با رومىها فرستادند . هياطله يا هفتالان همين قوماند » ( پژوهشى در اساطير ايران ، ص 273 - 274 ) . بههرحال هيونها از ديرباز به عنوان دشمن دين مزديسنا شناخته مىشدهاند ، ارجاسب بر مبناى آنچه در يادگار زريران آمده ، پادشاه هيونان بوده و با گشتاسپ در نبردى سخت بر سر پذيرفتن دين زرتشتى درگير مىشود و شكست مىخورد ( زند بهمن يسن ، ص 32 ؛ دربارهء هياطله ، هونها و مركز آنها نگاه كنيد به : وهرود و ارنگ ، ماركوارت ، ترجمهء منشىزاده ، ص 50 به بعد )
شرح
( 8 ) . عبارت برگرفته شده از بند يك يسن سى و هفتم است كه متن اوستايى و ترجمهء فارسى آنچنين است :? s ? ihunav ? a ? cs ? aravru t ? ad ? a ? csapa . t ? ad a ? cm ? ? sa ? a ? cmag ? ? y madzam m ? ruha ? ediamazaY t ? a ? a ? i . ? unhov ? a ? c ? asiv a ? cm ? imub t ? ad ? a ? cs ? a ? coarايدون اورمزدا را مىستاييم كه گاو ( - چهارپا ) و راستى را آفريد ، آبها را آفريد ، گياهان نيك و روشنايى را آفريد ، زمين و همه نيكىها را [ آفريد ] .
ر . ك : زند بهمن يسن ، ص 34 ، يادداشت 48
( 9 ) . يكى از مهمترين نمازهاى دين زرتشتى است كه متن آن در بند چهاردهم يسن بيست و هفتم آمده است .
صورت اوستايى و ترجمهء فارسى آنچنين است :. m ? ? sa i ? at ? sihav i ? a ? sa tayh i ? amha ? at ? su ? itsa ? at ? su ? itsa m ? t ? sihav m ? ? saراستى بهترين نيكى است [ و نيز ] نيكبختى است ، نيكبختى براى كسى كه خواستار بهترين راستى است .
در روايات داراب هرمزديار ( ج 2 ، ص 271 ) دربارهء معنى و زند اشم وهو آمده است :ز كردار نيكو تو بشنو سخن * اگر بازگويم نيايد به بن
ز نيكى تو پرهيزدان بهترين * ز پرهيزكاران بود مهترين
شريف است پرهيز هم بهتر است * ذخيره ز پرهيز نيكوتر است
بسى بهترين طاعتى آن بود * كه پذيرفته در پيش يزدان بود
ز معنى پرهيز جزوى دگر * بگويم تو نيكو درو كن نظر
نكوكار باش و نكوگوى باش * كمآزار و همراد و خوشخوى باش
هر آنچت نيايد پسنديده بس * نيايد پسنديده كردن به كس
هميشه بدينسان تو را آرزوى * نيت خوب و گفتار و كردن نكوى
نكو بايدت آشكارا و راز * يكى جزو گفتم نكردم دراز( 10 ) . پادشاهى گشتاسب دوران طلايى دين زردشتى است . زمانى است كه پيامبر دين ، همهء دستورها را چنانكه اورمزد مقرر داشته است به اجرا درمىآورد . وظيفهء دينداران نيز در چنين شرايطى دشوارتر و عمل به احكام آن سختتر است . اما در دوران سستى و به سخن ديگر در طول هزارهها ، پاىبندى به دستورهاى دين