تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
شرح
( 37 ) . فريدون ، پهلوى :n ? od ? erf، اوستا :- anoat ? ear ?، با معنايى كه روشن نيست . در اوستا اشاره به فريدون اندك است . او پسر- ayw ? ? aاست كه دومين كس بود كه گياه هوم را برفشرد تا عصارهء آن در آيين‌هاى دينى نوشيده شود ( يسنه 9 ، بند 7 - 8 ) . او كسى است كه بر اژىدهاك غالب مىشود و دو زن او را از وى مىربايد ( يشت 5 ، بند 33 - 35 ) . فريدون فرّشاهى را كه به پيكر مرغ وارغنه از جمشيد جدا شده بود ، به دست مىآورد . ( يشت 19 ، بند 36 ) در دين‌كرد دربارهء علت اين‌كه فريدون ضحاك را نكشت و وى را در بند كرد چنين آمده است : « دربارهء غلبه فريدون [ بر ] ضحاك . براى ميراندن [ ضحاك ] ، گرز بر شانه و دل و سر كوبيدن و نمردن ضحاك از آن ضربه و سپس به شمشير زدن و به نخستين ، دومين و سومين ضربه از تن ضحاك بس‌گونه خرفستر پديد آمدن . گفتن دادار هرمزد به فريدون كه او را مشكاف كه ضحاك است ، زيرا اگر وى را بشكافى ، ضحاك اين زمين را پر كند از مور گزنده و كژدم و چلپاسه و كشف و وزغ » . ر . ك : همان ، ص 191 - 192 ( 38 ) . دربارهء ورجمكرد نگاه كنيد به : يادداشت 45 فرگرد اول . ( 39 ) . گرشاسپ ، پهلوى :psa ? siraK , ps ? asraK، اوستا :- aps ? as ? r ? K، فارسى : گرشاسپ ، از پهلوانان اوستايى است كه ظاهرا ، در شاهنامه ، بسيارى از افسانه‌هاى مربوط به او و عظمت شخصيتش جذب رستم شده است . او پسر ثريته- atir ?است و از خاندان- am ? as. در ادبيات پهلوى گاه او را سام خوانند ، ولى در ادبيات فارسى ، اين لقب خانوادگى ، خود به‌صورت شخصيت مستقل درآمده است و پدر زال سام خوانده شده است . در اوستا ، كرشاسپ اژدهاى شاخدار را مىكشد ؛ اژدهايى كه اسب‌ها و مردمان را مىاوباريد ( يسنه ، هاى نهم ) . او گندرو ( پهلوى :wradnag، اوستا :aw ? radnag (زرين پاشنه و هيدسپ ( پهلوى :psad ? ih، اوستا :- aps ? at ? ih (زرين تاج را كه نخستين ايشان ديوى است و ديگرى قاتل برادر او است ، مىكشد و نيز سناويذك شاخدار را ( يشت پنجم ، بندهاى 37 تا 39 ؛ يشت نوزدهم ، بندهاى 40 - 44 ؛ يشت پانزدهم ، بند 26 تا 29 ) . در ونديداد ، فرگرد نخستين ، بند دهم آمده است كه هفتمين جايى را كه هرمزد آفريد ، وئه‌كرته ( اوستا :- at ? r ? k ? eaV- كابل ) بدسايه بود ، و آن‌گاه به دشمنى با آن ، اهريمن پرى خنثئيتى ( اوستا :- ? itia ? anX (را آفريد كه به كرشاسپ پيوست . « آن‌گاه ، من كه هرمزدم ، هفتم از جاىها و روستاها ، كابل بدسايه را برتر فراز آفريدم . اهريمن به پتيارگى ، بر آن پرمرگى را فراز آفريد . آن پرى كامگى ( - بت‌پرستى ) كه كرشاسپ را همراهى كرد » . ر . ك : پژوهشى در اساطير ايران ، ص 239 ، يادداشت 1 گرشاسپ سومين مردى است كه بنابر روايات ، هوم را فشرده و در ازاى اين كار نيك ، دو پسر به او عطا شده است به نام اورواخشيد و گرشاسپ . وى به صفت نرمنش و مجعد موى ستوده شده است ( يسنا 9 ، بند 10 به بعد ) . گرشاسپ در متون پهلوى يكى از جاويدانان به‌شمار رفته است .