كه « ابن زياد » و « حصين بن نمير » از سران آن سپاه بودند روبرو شدند .
در اين درگيرى بسيارى از سربازان دشمن قلع و قم شدند ، از جمله ابن زياد كه به دست ابراهيم به هلاكت رسيد .
پس از كشته شدن دشمنان ، ابراهيم سرهاى بريده ابن زياد و سران دشمن را براى مختار فرستاد وقتى سرهاى بريده به مختار سيد كه او مشغول صرف غذا بود ، پس گفت :
حمد و سپاس خداوند را كه سر مقدس حسين را نزد ابن زياد آوردند در حالى كه او مشغول غذا خوردن بود ، اكنون سر نحس ، ابن زياد را نزد من آوردهاند در حالى كه من مشغول خوردن غذايم .
آنگاه مختار سرهاى نحس دشمنان را براى « محمد حنفيّه » فرستاد و محمد نيز سر آنان را نزد امام سجاد عليه السلام فرستاد . وقتى سرها را در حضور امام عليه السل آوردند ، ايشان مشغول خوردن غذا بود ، پس فرمود : روزى كه سر مقدس پدرم را نزد ابن زياد آوردند او مشغول خوردن غذا بود پس دعا كردم كه : خدايا مرا نميران تا اينكه سر بريدهء ابن زياد را در كنار سفرهام ببينم ، حمد و سپاس خدا را كه دعايم را مستجاب نمود . « 1 »
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 5 ص 334 .