الف . موضوع قضيه را نقض كرده و مجددا خود نقيض را در قضيه دوم موضوع قرار مىدهيم .
ب . محمول را نيز نقيض كرده و در قضيه دوم محمول قرار مىدهيم بدون جابجايى موضوع و محمول .
ج . كميت متغير شود ، يعنى اگر اصل و قضيه اوليه كليه بوده بايد قضيه محوله جزئيه باشد .
د . كيفيت ثابت بماند ، يعنى اگر قضيه اوليه موجبه بود قضيه دوم نيز موجبه باشد و اگر اولى سالبه بود دومى نيز سالبه باشد . علت تغيير كميت و بقاء كيفيت اين است كه اگر اين شروط رعايت نشود قضيهء منقوضهء ما دائم الصدق نخواهد بود ، لذا به منظور دوام صدق بايد تغيير كمى و بقاء كيفى مراعات شود .
قاعده نقض موضوع : اگر بخواهيم همانگونه كه قضيه اصلى صادق است ، قضيه منقوضة الموضوع نيز صادق باشد بايد شروط ذيل را مراعات كنيم :
الف . موضوع را نقيض كرده و نقيض شده را به جاى خود موضوع بگذاريم .
ب . نفس محمول در قضيه اول را محمول در قضيه دوم قرار مىدهيم .
ج . كميت متغير باشد ، يعنى اگر اصل كليّه است بايد قضيه منقوضه جزئيه باشد .
د . كيفيت نيز متغيّر باشد ، يعنى اگر اصل ، موجبه است بايد منقوضه ، سالبه باشد . اگر اين شروط رعايت شود اولا منقوضه الموضوع درست مىشود و ثانيا دائم الصدق هم خواهد بود .
حال كه قانون و شروط هريك از نقض تام و نقض موضوع را شناختيم بايد بدانيد كه با اين روش تنها دو قضيه كلى از محصورات اربع نقض مىشوند ، و چنين قضيه منقوضهاى دارند و آنها عبارتند از : موجبهء كليّه و سالبهء كليّه ولى دو قضيهء جزئيه ( موجبهء جزئيه و سالبه جزئيه ) ، داراى منقوضة الطرفين و منقوضة الموضوع دائم الصدق نيستند .
اينك هريك از محصورات اربع را با برهان توضيح مىدهيم تا ادعاى ما نسبت به كليّتان و جزئيّتان مبرهن شود .
1 . موجبه كليه : طبق قاعده نقض تام و نقض موضوع بايد بگوييم : نقض تام موجبهء كليه ، يك موجبه جزئيه است و منقوضه الموضوع موجبه كليه ، يك سالبه جزئيه است .
مثلا اگر « كل انسان حيوان » صادق باشد حتما در نقض طرفين آن ، « بعض اللاانسان لا
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 505
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥٠٥