تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
مادام الوصف حكم مىشود كه لازمه‌اش فعليت نسبت مقابل در اوقات وصف عنوانى است ( مانند مثال فوق ) . همچنين اگر در عرفيه عامه ، به دوام سلبى مادام الوصف حكم شده باشد در نقيض آن ، به سلب دوام سلبى مادام الوصف حكم مىشود كه لازمهء آن فعليت نسبت ايجابى است كه جانب مقابل باشد . مانند : « لا شىء من الكاتب بساكن الاصابع مادام كاتبا بالدوام » نقيض آن : « بعض الكاتب ساكن الاصابع حين هو كاتب بالفعل » . دو نكته : 1 . نسبت حينيه ممكنه با مشروطه عامه همانند نسبت ممكنهء عامه با ضروريه مطلقه است يعنى همانطورى كه در آنجا ممكنهء عامه نقيض صريح ضروريه بود در اينجا نيز حينيهء ممكنه نقيض صريح مشروطه عامه است . 2 . نسبت حينيهء مطلقه به عرفيهء عامه مانند نسبت مطلقهء عامه به دائمهء مطلقه است كه هر دو لازم نقيض هستند نه نقيض صريح و مستقيم . اين بيان هشت قسم نقائض موجهات بسيطه بود .

نقايض مركبات

در بيان نقائض موجهات مركبه دو مقام از بحث مطرح است : 1 . بيان نقائض مركبات كليه 2 . بيان نقائض مركبات جزئيه پيش از هر سخنى توجه به دو نكته لازم است : 1 . « نقيض كل شى رفعه » ، ف « نقيض المركب رفع المركب » 2 . قانون مركبات اين است كه « المركب كما ينتفى بانتفاء جميع اجزائه كذلك ينتفى بانتفاء احد اجزائه » . مثلا سكنجبين مركب از سركه و عسل است ، هركدام كه نباشند آن مركب نيست . يا آب مركب از اكسيژن و هيدروژن است هركدام كه نباشند آب نيست . پس در رفع مركب رفع احد الجزئين حتمى است و گرنه رفع المركب صدق نمىكند ، منتها رفع احد الجزئين لا على التعيين ؛ يعنى : معين نشده كه حتما رفع مركب ، به رفع فلان جزء به خصوص باشد زيرا هركدام كه منتفى شوند مركب منتفى مىشود همانطورى كه اگر اكسيژن نباشد آب نيست همين‌طور اگر هيدروژن نباشد آب وجود ندارد پس در رفع مركب ، رفع احد جزئين لازم است لكن نه بر سبيل تعين بلكه بر