تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
4 . وجوديهء لا ضروريه مانند : « كل انسان كاتب بالفعل لا بالضرورة » . اى : « لا شىء من الانسان بكاتب بالامكان العام » . نقيض جزء اوّل : يك سالبهء جزئيهء دائمهء مطلقه ، و نقيض جزء دوّم : يك موجبهء جزئيهء ضروريهء مطلقه است . 5 . ممكنه خاصه مانند : « كل انسان كاتب بالامكان الخاص » . اى : « كل انسان كاتب بالامكان العام و لا شىء من الانسان بكاتب بالامكان العام » نقيض جزء اوّل : يك سالبهء جزئيهء ضروريهء مطلقه و نقيض جزء دوّم : يك ضروريهء مطلقهء موجبهء جزئيه است . اى : « امّا ان يكون بعض الانسان ليس بكاتب بالضرورة و امّا ان يكون بعض الانسان كاتب بالضرورة » . 6 . حينيهء دائمه . مانند : « كل كاتب متحرك الاصابع دائما حين هو كاتب لا دائما بالذات » . اى : لا شىء من الكاتب . . . نكته : چون براى نقيض مركبات ، يك نوع قضيه حمليه معتبرى ، نزد منطقيون نبود ، لذا لازمهء نقيض يعنى لازم رفع احد الجزئين را كه يك منفصلهء مانعة الخلو است بجاى نقيض مىآورند . روش نقيض كردن مركبات جزئيه : روش نقيض كردن مركبات را دانستيم يعنى نخست قضيهء مركبه را به دو بسيط منحل كرده سپس يكى از آن دو يا هردو تا را نقيض كرده و بعد ادات انفصال را كه « امّا » يا « او » بود بر سر آن‌ها مىآوريم و يك منفصله مانعة الخلو درست مىشد . حال بايد بدانيم اين روش ، در مركبات جزئيه پياده نمىشود چون ممكن است قضيهء مركبهء جزئيه خوش كاذب باشد و دو نقيض دو جزء آن هم كه به صورت منفصله مانعة الخلو ذكر شده كاذب باشد ، در حالىكه شرط مسلم تناقض اين است كه اگر يكى از آن دو كاذب بود ديگرى حتما بايد صادق باشد . مثال : « بعض الحيوان انسان بالفعل لا دائما » اى : « ليس بعض الحيوان انسان بالفعل » اين قضيهء كاذب است چون بعضى از حيوانات كه انسان باشد هميشه انسان‌اند نه اين‌كه در يكى از ازمنهء ثلاثه باشد و در بعض ديگر نباشد . نقيض اين مركبه دو قضيهء كليه است : « امّا لا شىء من الحيوان به انسان دائما » و « امّا كل حيوان انسان دائما » . كه كاذب هستند زيرا در اولى سلب اخص ( انسان ) از اعم ( حيوان ) محال است و در دومى حمل اخص بر جميع افراد اعم محال است ( البته منظور اين است كه اين روش كافى نيست و گرنه در بعضى