موارد به كار مىرود ، مثلا : « بعض الانسان ضاحك بالفعل لا دائما » صادق است و نقيض آن : « امّا لا شىء من الانسان بضاحك دائما او كل انسان ضاحك دائما » ، كاذب است ولى كليت ندارد در حالىكه قواعد منطق بايد كليت داشته باشد ) . پس بايد ديد راه نقيض كردن مركبات جزئيه چيست ؟
راهش اين است كه تمام افراد موضوع قضيهء مركبه را ، موضوع قرار دهيم ، چون نقيض جزئيه ( بعض الافراد ) كليه ( تمام افراد ) است سپس بوسيلهء « امّا » و « او » ترديد ميان دو نقيض دو جزء قضيه ايجاد كنيم و بگوييم : « كل حيوان امّا انسان دائما و امّا ليس به انسان دائما » . و از آنجا كه اصل قضيه كاذب بود اين نقيض مسلما صادق است . نام اين قضيه را « حمليهء مرددة المحمول » مىگذراند و فرق حمليهء مرددة المحمول با شرطيه منفصله در اين است كه : در حمليهء مرددة المحمول ، اوّل موضوع را مىآوريم سپس ادات انفصال را براى ترديد بين محمولها ؛ ولى در منفصله اوّل ادات انفصال را مىآوريم سپس موضوع را ، مثلا مىگوييم : « امّا ان يكون العدد زوجا او فردا » . در رابطه با حمليهء مرددة المحمول نكتهاى است : هنگامى كه ما شىء را موضوع قرار مىدهيم مانند حيوان ، و اشياء ديگر را با او مىسنجيم يا اين است كه قابل حمل بر حيوان هستند يا نيستند ، اگر قابل حمل نباشند آنها را « مباين » گوييم مثل : شجر ، حجر ، . . . و اگر قابل حمل باشند يا اين محمول با آن موضوع مفهوما و مصداقا مساوىاند كه نامش « حمل اولى ذاتى » است مانند : « الحيوان حيوان » ، « الحيوان جسم نام حساس متحرك بالارادة » ؛ و يا مفهوما مغايرند و مصدقا متحد هستند كه نامش « حمل شايع » است و خود چهار قسم است :
1 . محمول با موضوع مصدقا مساوى باشد . مانند : انسان و ضاحك در : « كل انسان ضاحك » و « كل ضاحك انسان » .
2 . محمول اعم از موضوع است مانند انسان و حيوان در : « كل انسان حيوان » و « بعض الحيوان ليس به انسان » .
3 . محمول اخص از موضوع است ، مثل : « بعض الحيوان انسان »
4 . محمول با موضوع عامين منوجه هستند . مثل : انسان و ابيض .
آنگاه در قسم سوّم اگر بخواهيم قضيهء موجبهء كليه بسازيم و محمول با موضوع مساوى باشد بايد قضيه را به صورت حمليهء مرددة المحمول ذكر كنيم يعنى بگوييم : « كل
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 445
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٤٥