يا اين كتاب در منطق است و ملك خالد نيست ( بلكه مثلا در نزد او امانت است ) و يا ملك خالد است و در منطق نيست ( بلكه در اصول يا فلسفه يا فقه و . . . است ) .
در باب حجت آنكه مورد حاجت است منفصلهء عناديه است نه اتفاقيه .
تقسيم دوّم : قضيه منفصلهء عناديه ، يا حقيقيه است يا مانعة الجمع يا مانعة الخلو ، و هركدام يا موجبه هستند يا سالبه . از حاصل ضرب 2 در 3 شش قسم قضيه منفصله پيدا مىشود كه ما هريك را جداگانه تعريف كرده و براى آنها مثال مىآوريم :
1 - منفصله حقيقيه موجبه : عبارتست از قضيهاى كه در آن به تنافى و انفصال حقيقى دو نسبت صدقا و كذبا حكم شده باشد ( اى فى الاجتماع و الارتفاع ) يعنى : دو نسبت با يكديگر صددرصد متنافيان و متعاندان بوده و اجتماع آن دو در يك مورد مستحيل است چون مستلزم اجتماع نقيضين است و ارتفاع آن دو نيز محال است مثل « العدد الصحيح امّا ان يكون زوجا او فردا » ؛ يعنى : عدد صحيح و خالى از كسر هميشه يا زوج است ( و قابل قسمت به متساويين ، مثل 2 ، 4 ، 6 ) و يا فرد است و غير قابل قسمت به دو عدد صحيح مساوى ، مثل 3 - 5 - 7 ) در اينجا اجتماع ، محال است ؛ يعنى ممكن نيست كه يك عددى هم زوج باشد و هم فرد ، و هم منقسم به متساويين باشد و هم نباشد ؛ چون تناقض ، آشكار است و ممكن نيست كه عددى نه زوج باشد و نه فرد ؛ پس ارتفاع هم محال است چون ارتفاع نقيضين است .
2 - منفصلهء حقيقيهء سالبه : عبارتست از قضيهاى كه در آن به سلب تنافى دو نسبت صدقا و كذبا حكم شده باشد ؛ يعنى : هم اجتماع دو نسبت در يك مورد ممكن است و هم ارتفاع آن دو ؛ مثل « ليس البتة امّا ان يكون العدد زوجا و امّا منقسما بمتساويين » ؛ يعنى : البته چنين نيست كه عدد معينى يا زوج باشد و يا منقسم به متساويين » بلكه ممكن است هم زوج باشد و هم قابل قسمت به متساويين . مثل عدد 4 ، و ممكن است نه زوج باشد و نه منقسم به متساويين ، مانند « عدد 5 » ، و مانند « ليس الحيوان امّا ان يكون ناطقا و امّا ان يكون قابلا للتعليم » ؛ يعنى : « البته چنين نيست كه حيوان يا ناطق باشد و قابل تعليم نباشد و يا قابل تعليم باشد و ناطق نباشد » بلكه ممكن است حيوانى هم ناطق باشد و هم قابل تعليم ، مثل انسان ؛ پس اجتماع شايد ، و ممكن است حيوانى ، نه ناطق باشد و نه قابل تعليم ، مثل نوع حيوانات ديگر ؛ پس ارتفاع نيز شايد .
( نكته : كاربرد قضاياى منفصله حقيقيه در سراسر زندگى بشر اعم از فردى ،
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 405
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٠٥