تقسيمات شرطيه منفصله
شرطيه منفصله ، جداگانه داراى دو تقسيم است :
تقسيم اوّل : شرطيه منفصله آن قضيهاى بود كه در آن به انفصال و تنافى و تعاند دو طرف قضيه يعنى مقدم و تالى حكم شده باشد . حال قضيهء منفصله به اعتبار طبيعت و نوع تنافى دو قسم مىشود چون دو نوع تنافى در كار است و قبل از بيان دو قسم ، نكتهاى را از باب مقدّمه ، از علم اصول مىآوريم :
در اصول در مبحث تعادل و تراجيح مىگويند : متعارضين ، دو دليلى را گويند كه با يكديگر تنافى دارند و با يكديگر مجتمع نمىشوند آنگاه تنافى دو خبر واحد ثقه گاهى ذاتى است مانند « يجب اكرام العلماء » و « لا يجب اكرامهم » كه نفى و اثبات و متناقضين هستند و هيچگاه مجتمع نمىشوند و گاهى عرضى است يعنى زير سر عامل خارجى است كه علم اجمالى باشد ولو لا العلم الاجمالى آن دو با يكديگر معارضه و منافاتى نداشتند . مثلا يك دليل مىگويد : در روز جمعه در دوران غيبت نماز جمعه واجب است و دليل ديگر مىگويد : ظهر ، واجب است ؛ و چون متعلق وجوب دو تا است مانعى ندارد كه هردو واجب باشد ولى از خارج ما علم اجمالى داريم كه وقت واحد داراى تكليف واحد است و بيش از تكليف واحد را ايجاب نمىكند اين علم اجمالى سبب تنافى آن دو خطاب شده است .
با حفظ اين نكته در مانحنفيه مىگوئيم : منفصله به لحاظ تنافى بين طرفين دو قسم مىشود :
1 - عناديه : و آن عبارتست از قضيهء منفصلهاى كه ميان مقدم و تالى ، در آن تنافى و عناد حقيقى و واقعى باشد ؛ يعنى : ذاتا با يكديگر تنافى دارند و در ضمن هيچ مادهاى از مواد قابل جمع نيستند ؛ مانند « العدد الصحيح امّا زوج و امّا فرد » كه ميان زوجيت و فرديت تنافى ذاتى در كار است و در ضمن هر عددى از اعداد كه حساب كنيم قابل جمع نيستند ؛ و لذا به صورت موجبه كليه مىتوان گفت : دائما امّا ان يكون العدد زوجا و امّا فردا يعنى : محال است كه عددى هم زوج باشد و هم فرد ، يا نه زوج باشد و نه فرد .
نكته : تنافى ذاتى در چند مورد متصور است :
الف : مواردى كه مقدم و تالى نقيض يكديگر باشند ؛ مثل وجود و عدم در « الشى امّا ان يكون موجودا و امّا معدوما » .