تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
ب : مواردى كه احدهما با نقيض ديگرى مساوى باشد ؛ مثلا وجود و لا موجود كه لا موجود با نقيض وجود يعنى عدم ، مساوى است و مىتوان گفت : « كل لا موجود معدوم و كل معدوم لا موجود » و قضيه منفصله چنين است : « دائما امّا ان يكون الشى موجودا اولا موجودا » . ج : احدهما اخص مطلق از نقيض ديگرى باشد . د : احدهما اعم مطلق از نقيض ديگرى باشد ، مانند « امّا هذا انسان او لا حيوان » كه مقدم ، اخص از نقيض تالى است ( نقيض لا حيوان ، حيوان است ) و مثل « امّا هذا حيوان اولا انسان » كه مقدم اعم مطلق است از نقيض تالى ( يعنى از انسان كه نقيض لا انسان است ) . 2 - اتفاقيه : و آن عبارتست از قضيهء منفصله‌اى كه ميان دو طرف آن تنافى ذاتى و حقيقى در كار نيست بلكه اتفاقا و تصادفا و بالعرض و بخاطر يك امر خارجى عرضى چنين تنافىاى پيدا شده ؛ مثال مشهور « امّا ان يكون هذا اسود و غير كاتب و امّا ان يكون كاتبا و غير اسود » واضح است كه ميان كتابت و سواد تنافى ذاتى نيست و گرنه هيچ كجا نبايد قابل جمع يا رفع باشند در حالى كه كثيرى از انسانها در خارج نه اسود هستند و نه كاتب پس تنافى ذاتى نيست ولى اتفاقا در مورد زيد مثلا ما علم اجمالى داريم كه يا كاتب و لا اسود است و يا اسود و لا كاتب ، آن دو را جمعا ندارد امّا اين عرضى است و مخصوص به موارد علم اجمالى است نه اينكه حقيقى و ذاتى باشد . و مانند « امّا ان يكون الجالس فى الدار محمّدا او باقرا » كه صد البته ميان جلوس محمّد در دار با جلوس باقر منافاتى نيست تا قابل اجتماع يا ارتفاع نباشند بلكه ممكن است هردو باشند يا هيچكدام نباشند و نيز ميان بودن آن دو در دار ، با بودن ديگران منافاتى نيست كه يا محمّد در دار باشد يا باقر ، و فرد ثالثى نباشد ؛ ولى اتفاقا و در اثر علم اجمالى به اينكه غير از آن دو كسى در دار نيست مىگوييم : نشستهء در خانه يا محمّد است يا باقر ؛ و مانند « امّا ان يكون هذا الكتاب فى علم المنطق و امّا ان يكون مملوكا لخالد » كه ميان در علم منطق بودن اين كتاب با مملوك خالد بودن آن ، تنافى ذاتى نيست بلكه ممكن است هم اين كتاب در منطق باشد و هم ملك خالد ، در منطق باشد و ملك خالد نباشد ، ملك خالد باشد و در منطق نباشد ، هيچكدام نباشد ولى ما از خارج اجمالا مىدانيم كه خالد ، مالك كتاب منطقى نيست و از طرفى هم احتمال مىدهيم كه اين كتاب در منطق باشد و لذا مىگوييم :