الذات ندارد و وقتى نسبت موافق چنين نبود حتما جانب مخالف آن ( يعنى نقيضش ) ممكن به امكان عام خواهد بود ؛ چون امكان عام يعنى همين سلب ضرورت از جانب مخالف . پس لا ضرورت ذاتيه عين ممكنهء عامه است كه كيفا مخالف با جزء اوّل و كما موافق با او است .
اينك با حفظ اين نكات وارد توضيح قضاياى مركبهء مشهوره مىشويم .
به عقيدهء مرحوم مظفر ( ره ) اهم قضاياى مركبه شش قضيه است كه به ترتيب عبارتند از :
1 - مشروطهء خاصه : و آن عبارتست از همان قضيهء مشروطهء عامه كه مقيد شده به قيد « لا دوام ذاتى » .
بيان ذلك : مشروطهء عامه عبارت بود از قضيهء موجههء بسيطهاى كه در آن حكم شده باشد به ضرورت نسبت محمول به موضوع مادام الوصف ؛ مانند « كل ماش متحرك بالضرورة مادام ماشيا » و نسبت به اينكه آيا متحرك بودن براى ماشى مادام الذات ثابت است يا خير ؟ ساكت است و لذا دو احتمال پيدا مىشود : محتمل است نسبت محمول به موضوع فقط و فقط مادام الوصف باشد نه مادام الذات ؛ و محتمل است كه اين نسبت دوام الذات باشد ؛ يعنى : تا زمانى كه ذات ماشى ( مثلا انسان ) موجود است وصف متحرك بودن هم براى او دوام دارد ، چه در حال مشى باشد يا نه ؟ اينجا است كه به منظور دفع توهم و بيان و تصريح به اين نكته كه اين نسبت ، فقط ضرورت مادام الوصف دارد و بيش از آن استمرار و ثبوت ندارد ، قيد « لا دوام ذاتى » را مىآوريم و مشروطه عامه را مقيد به اين قيد كرده و مىگوييم : « كل ماش متحرك مادام ماشيا لا دائما » . يعنى :
ثبوت حركت براى ماشى ، دائمى نيست و نام اين قضيه ، مشروطه خاصه است و قيد « لا دوام ذاتى » همواره اشاره است به يك مطلقهء عامهاى كه كما با جزء اوّل موافق و كيفا با او مخالف است . بنابراين مشروطهء خاصه همواره از يك مشروطهء عامه و يك مطلقه عامه تركيب مىشود ؛ مانند « كل ماش متحرك بالضرورة مادام ماشيا لا دائما » يعنى :
« لا شى من الماشى بمتحرك بالفعل » .
وجه تسميه : مشروطه گويند براى اينكه جهت ضرورت در آن مشروط و مقيد به وصف عنوانى است و خاصه گويند براى اينكه از مشروطهء عامه اخص است .
نكته : مثالى كه ما آورديم همان مثالى بود كه قبلا در بسائط در رابطه با مشروطه
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 377
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٧٧