اضطراب يد باشد ضرورى نيست و مضطرب بودن هم ممكن است .
ضمنا حينيهء ممكنه براى دفع توهم به كار مىرود ، مثلا كسى خيال مىكند كه ثبوت محمول ( غير مضطرب در مثال ) براى موضوع ( ماشى ) در حين اتصاف آن به وصف عنوانى ماشى بودن ، محال و ممتنع است ولى ما با اين قضيه توهم او را رفع كرده و ثابت مىكنيم كه ثبوت ، امتناع ندارد و مىشود انسان ماشى باشد و غير مضطرب اليد هم باشد .
نسبتها : حينيهء ممكنه از ممكنه عامه اخص و قسمى از اقسام آن است ولى از جميع اقسام ششگانهء بسائط كه ذكر شد اعم مىباشد و محاسبهاش واضح است .
اقسام مركبه
پس از بررسى اهم قضاياى موجههء بسيطه مىپردازيم به بيان اهم موجهات مركبه و قبل از بيان انواع مركبات چند نكته را بيان مىكنيم :
الف : قضيه مركبه هميشه با تجزيه و تحليل به دو قضيهء بسيطه انحلال پيدا مىكند ؛ كه هميشه جزء اوّل آن به صراحت و با تمامى متعلقاتش بيان مىشود و جزء ثانى با رمز و اشاره بيان مىگردد ؛ مانند كلمهء « لا دائما » و « لا بالضرورة » و هيچگاه جزء ثانى به صراحت بيان نمىشود و گرنه يك قضيه مركبه نخواهد بود بلكه دو قضيه موجههء بسيطه خواهد بود .
ب : معيار در موجبه بودن يا سالبه بودن قضيه مركبه ، به جزء اوّل آنست ؛ يعنى : اگر جزء اوّل موجبه بود كل قضيه را موجبه حساب مىكنند و اگر سالبه بود سالبه .
ج : هميشه در قضاياى مركبه جزء اوّل با جزء ثانى از حيث كميت موافقاند ؛ يعنى هر دو كليه يا جزئيهاند و از حيث كيفيت ( ايجاب و سلب ) مخالفاند ؛ به اين صورت كه اگر جزء اوّل موجبه باشد جزء ثانى سالبه خواهد بود . و اگر سالبه باشد موجبه مىشود .
د : ما چه نيازى به قضاياى مركبه داريم : تركيب و تشكيل قضاياى مركبه ، جهت دفع توهم است و در تمامى مركبات كه بعدا خواهد آمد اين مطلب جداجدا محاسبه خواهد شد . ولى حالا از باب مثال به يك نمونه اشاره مىكنيم :
يكى از بسائط ، مطلقه عامه بود . فرض كنيد كسى مىگويد : « كل انسان كاتب بالفعل » يا مىگويد : « كل مصل يتجنب الفحشاء بالفعل » ؛ يعنى : ثبوت كتابت براى انسان يا تجنب از فحشاء و منكر براى نمازگزار ( ان الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر ) در خارج فعليت و تحقق پيدا كرده امّا مىدانيم كه فعليت اعم از دوام و ضرورت است و با آنها نيز جمع