تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
ايجاب ( يعنى از جانب سلب است ) مانند « كل انسان كاتب بالامكان العام » ؛ يعنى : سلب كتابت از انسان ضرورت ندارد تا ثبوت كتابت براى انسان ممتنع باشد بلكه ثبوت هم ممكن است ، اعم از اينكه اين امكان به فعليت برسد يا نه و بر فرض به فعليت رسيدن ، اعم از اينكه دائمه باشد يا نه ، و بر فرض دائمه بودن ، اعم از اينكه ضروريه باشد يا نه ؛ پس مجرد امكان ثبوت را دلالت كرد و نسبت به مازاد ساكت است و اگر قضيه سالبه باشد معناى امكان عام ، سلب ضرورت ايجاب است ، مانند « لا شى من الانسان بكاتب بالامكان العام ؛ يعنى : ثبوت كتابت براى انسان ضرورى و حتمى نيست تا سلب ، ممتنع باشد بلكه سلب نيز ممكن است با قطع‌نظر از ضرورت يكطرف . وجه تسميه : اين قضيه را ممكنه گويند چون داراى جهت امكان عام است ؛ و عامه گويند چون از ممكنه خاصه كه قسمى از مركبات است اعم مىباشد . نسبتها : ممكنهء عامه از تمام شش قسم قبلى اعم است . يعنى هر كجا آنها باشند امكان عام نيز هست ؛ زيرا دو قضيه فعليه ، داراى امكان هستند و مازاد بر آن فعليت هم دارند و قضاياى دائمه ، امكان و فعليت را دارند و مازاد بر آن دوام هم دارند و قضاياى ضروريه ، امكان و فعليت و دوام نسبت را دارند و مازاد بر آن ضرورت را نيز دارند . پس در همهء اين‌ها امكان هست ولى لا عكس ؛ يعنى : ممكن است نسبت محمولى به موضوعى ممكن به امكان عام باشد ولى تنها در حد امكان و قوه باقى مانده باشد و هرگز به فعليت نرسد و خيلى چيزها عدمش ضرورى نيست و وجودش هم ممكن است ولى در خارج يافت نشده است ؛ پس امكان هست امّا فعليت و بطريق اولى دوام و بطريق اولى ضرورت در اينجا نيست . 8 - حينيهء ممكنه : اين نيز در حقيقت شعبه‌اى از ممكنه عامه است منتهى در ممكنه عامه ، امكان عام ، اطلاق داشت و مقيد به زمان خاص و وصف معينى نبود و در حينيهء ممكنه ، جهت امكان ، مقيد است و مادام الوصف عنوانى است نه مطلقا ؛ مثلا « كل ماش غير مضطرب اليدين بالامكان العام حين هو ماش » معنايش آنست كه جانب مقابل محمول ( محمول : غير مضطرب و جانب مقابل : مضطرب است ) ضرورت ندارد ؛ يعنى : مضطرب اليدين بودن براى ماشى ضرورت ندارد تا جانب عدم و غير مضطرب بودن ، مستحيل باشد بلكه جانب عدم و غير مضطرب اليدين هم ممكن است . و مانند « لا شىء من الماشى بمضطرب اليدين بالامكان العام حين هو ماش » ؛ يعنى : جانب مقابل كه عدم
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 374 | على محمدى خراسانى