مستقيم » .
ب : عرفيه عامه از دائمه مطلقه و مشروطه عامه ، اعم است « صغرى » و آن دو خود از ضروريه مطلقه اعم هستند « كبرى » پس عرفيهء عام ، اعم اعم ضروريه است و « اعم الاعم اعم » فالعرفية العالم اعم من الضرورية « قياس مساوات » .
5 - مطلقهء عامه يا فعليه : عبارتست از قضيهء موجههاى كه در آن به فعليت نسبت محمول به موضوع حكم شده باشد ؛ يعنى : اين نسبت در خارج بوقوع پيوسته و به فعليت رسيده ، با قطعنظر از اينكه ضرورت هم داشته باشد يا نه ، دوام هم داشته باشد يا نه ، در زمان گذشته باشد يا حال يا آينده ، و خود دو شعبه دارد :
الف : موجبه : كه در آن به ثبوت نسبت محمول براى موضوع بالفعل حكم شده باشد ؛ مثل « كل انسان ضاحك بالفعل » ، « كل انسان ماش بالفعل » ، « كل فلك متحرك بالفعل » ( البته با دائما منافاتى ندارد چون اثبات فعليت ، نفى دوام نمىكند بلكه اعم از دوام است و در قضيهء فعليه تنها به جنبهء فعليت كار داريم نه دوام ) .
ب : سالبه : كه در آن به سلب نسبت محمول از موضوع بالفعل حكم شده باشد و بعبارت ديگر در موجبه به فعليت ايجاب حكم شده و در سالبه به فعليت سلب ؛ مانند « لا شى من الانسان بماش بالفعل » ، « لا شى من الفلك بساكن بالفعل » .
وجه تسميه : اين قضيه را مطلقه گويند براى اينكه جهت فعليت ، اطلاق دارد و مقيد به قيد ضرورت ذاتيه يا وصفيه ، دوام ذاتى يا وصفى ، زمان حال يا غير آن نشده و از اين جهات اطلاق دارد . و عامه گويند يا براى اينكه فرق باشد ميان اين مطلقهاى كه از موجهات بوده و داراى جهت فعليت است با آن مطلقهاى كه از غير موجهات و قسيم موجهات است ( و گاهى مطلقه مورد بحث را فعليه گويند و مطلقه قسيم موجهات را غير موجهه و مهمله نامند تا فرق باشد ) و يا براى اينكه اين قضيه اعم است از وجوديهء لا دائمه و وجوديهء لا ضروريه و يا براى اينكه اين قضيهء موجهه از تمام موجهاتى كه تا به حال ذكر شد اعم است لذا او را مطلقه عامه خوانند .
نسبتها : چنانچه از وجه تسميه معلوم گشت ، مطلقه عامه از چهار قسم قبلى اعم است ؛ زيرا هر جا ضرورت ذاتيه باشد فعليت نسبت هست و لا عكس ، و هر جا ضرورت وصفيه باشد كذلك ؛ و هر جا دوام ذاتى يا وصفى باشد مطلقه عامه هست و لا عكس ؛ يعنى : مواردى ممكن است مجرد فعليت باشد ولى ضرورت يا دوام ذاتى يا وصفى
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 372
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٧٢