تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
نشده ، حتما شجر نيست ، حتما تنفس ندارد و . . . كه سلب ضرورت ، همان امتناع ثبوت است . وجه تسميه : اين قضيه را چون داراى جهت ضرورت است ضروريه گويند منتهى ضرورت ايجاب در موجبات و ضرورت سلب در سوالب ؛ و ماده واقعى هم همين وجوب و امتناع است و كاملا تطابق دارند . و امّا مطلقه گويند ، در مقابل مشروطه عامه كه مشروطه به شرطى است و نيز در مقابل وقتيه مطلقه و منتشرهء مطلقه كه مقيد به قيدى هستند و اين قسم هيچكدام از آن شرطها و قيدها را ندارد و فقط قيد مادام الذات را دارد . و ذاتيه گويند براى اين‌كه ضرورت نسبت ، مادام الذات است و دامنه‌اش وسيع است . 2 - مشروطهء عامه : و آن عبارتست از قضيه موجهه‌اى كه در آن به ضرورت نسبت محمول به موضوع حكم شده باشد امّا نه مادام الذات ؛ بلكه مادام الوصف يعنى تا زمانى كه ذات و موصوف ، متصف به يك وصف و معنون به يك عنوانى باشد اين محمول براى او ضرورت دارد ، امّا همين‌كه اين وصف عنوانى را از دست داد ولو خود ذات باقى باشد اين محمول براى او ضرورت نخواهد داشت . پس ضرورت ، مشروط به يك وصف عنوانى است . مشروطهء عامه دو شعبه دارد : الف : موجبه كه در آن ثبوت محمول براى موضوع ضرورت وصفيه و مادام الوصف العنوانى دارد ؛ مانند « كل ماش متحرك بالضرورة مادام ماشيا » ؛ يعنى : صفت متحرك بودن براى ماشى ضرورى است تا مادامى كه رونده باشد ، ولى اگر رونده نبود و ايستاده يا نشسته بود البته ذات باقى است ولى ديگر صفت حركت برايش ضرورى نيست بلكه ممكن است . ب : سالبه كه در آن سلب محمول از موضوع ، ضرورت وصفيه دارد ؛ مانند « لا شىء من الماشى بساكن بالضرورة الوصفيه مادام ماشيا » كه سلب سكون از ماشى در اين حال ضرورت پيدا كرده و مادامى كه ماشى است محال است متحرك نباشد و ساكن باشد . وجه تسميه : اين قسم از قضيه را مشروطه گويند چون جهت ضرورت در آن به يك وصف عنوانى ، مقيد و مشروط شده و آن را عامه خوانند براى اينكه از مشروطهء
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 367 | على محمدى خراسانى